X
تبلیغات
گریه کنان

گریه کنان

وبلاگ دانلودمداحی وپایگاه فرهنگی اهل بیت

ویژه نامه فارسی وان چطوره؟

باسلام خدمت دوستان همیشه همراه خودم

باتوجه به تاثیرمخرب شبکه های ماهواره ای برروی جوانان وحتی بزرگسالان به ویژه شبکه فارسی وان

درتضعیف بنیان خانواده وتهاجم فرهنگی باپیشنهاددوست خوبم سعیدکمالی تصمیم گرفتیم

اولین ویژه نامه سیاسی اجتماعی وبلاگ باعنوان فارسی وان

روبنویسیم .من خودم یه پست مینویسم وبقیه کارهابه عهده سعیدجان

تا من مقاله ام روکامل میکنم شماتونظرات بنویسیدموافقیدیامخالف

ضمناازاظهارلطف دوستان نسبت به دلنوشته ام باعنوان سلام ماه شعبان

تشکرمیکنم.واعلام میکنم هرگونه کپی برداری از وبلاگ باذکرمنبع آزاد

درپناه حق التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 تیر1389ساعت 13:1  توسط عرفان رجبی  | 

ماه شعبان سلام!


ماه رجب

ماه رجب خداحافظ ، و سلام ماه شعبان، سلام بر مولودهای بی نظیر تو، سلام بر مهدی، سلام بر حسین، سلام بر زینت عبادت کنندگان و سلام بر عباس .

روزهای اول تو با اباالفضل است، باب ورود به حریم حسین، و نهضتی که به دست فرزندش ادامه یافت، تا به دست مهدی رسید!!

سلام بر اسرار تو که سرّ الاسرار عالم است .

کلید غفران ماه رمضان تویی، و پلکان عروج در مهمانی الهی .

مناجات امیر مؤمنان را در شبهای تو شنیده‌ام، از راز و نیاز علی در شبهایت بزرگی تو را فهمیدم، علی خدا را به تو قسم می‌داد، کسی که همه عالم در شب قدر خدا را به او قسم می‌دهند. الهی بعلیٍ !!

بالهای مهربانیت را برای من بگشا، بگذار زیر پر و بال تو آرام بگیرم، ماه شعبان! اینجا سرد است، تاریک است، و من از تاریکی می‌ترسم، ماه شعبان، بتاب، بتاب بر یخ‌های زمستانیمان.

ماه شعبان! اینجا کویر است، تشنه‌ایم، تشنه خدا، پس ببار، ببار به زمینهای خشک سالیمان، ما را برای شب قدری بهتر، مهمانی زیباتر، آماده‌تر کن !

چه زیباست مهمانی الهی، بعضی از اول رجب مهمانند، برخی با تو آغاز کرده‌اند، و برخی با رمضان، خوشا به حال آنانی که سه ماه مهمان خدایند .

عید فطر برای رمضانیان زیباست، برای شعبانیان زیباتر و برای رجبیون وصف ناشدنی !

 

رجب که از دستمان رفت، تو برایمان نور افشانی کن، خوش آمدی، سلام ماه شعبان .


دلنوشته ای ازعرفان رجبی

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 15:41  توسط عرفان رجبی  | 

اعمال ماه شعبان المعظم


عبادت و صلوات

فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 15:30  توسط عرفان رجبی  | 

چهارمین اشراق


امام سجاد (ع)؛ بنده کامل پروردگار

مرا سلوک به حدی رسیده در جانم، که از تو گریزی نمی شود و نمی توانم به سرمنزل برسم؛ بی آنکه بارانیِ قنوت های روشن تو، راهنمای این همه تیرگی های تنم و شکستگی اندوهبار روحم باشد.

من خودم را گم کرده ام، خدایم را می جویم؛ کدام عبادت جاری در رگ هایم افسرده که این طور می خواهم از امام عبادت ها، شفاعت بگیرم؟

مهربان ترین یار سلام! می خواهم اگر لایق باشم، پشت سرت قامت به استقامت افراها بیاویزم. می دانم آقا! شانه‌های صبوری‌ام قدر شمشادها هم نیست؛ امّا چشم های تو معراج سلوکم می شود؛ اگر بگذاری پای بی کرانه‌های نمازت فقط وضو بگیرم و زل بزنم به همه نماز... .

آقا! امروز میلاد توست؛ میلاد ششمین قافله معصوم، چهارمین اشراق امامت، اولین زینت نماز...

سجاده سجاد، پر می‌شود از بوی خلسه روزهایی دیگر... تو دم به دم بر آسمان دعا، ستاره می پاشی، ماه مهربان.

می‌گویم آقا! یادم می‌دهی «بسم اللّه» را چطور بگویم که شانه هایم از برکات حرف اولش بلرزند؟ یادم می‌دهی صحیفه کدام درخت طور عاشقی است؟

امروز میلاد ققنوس‌هاست در آتش عشق تو.

خاکستر کدام سوره خوانی سبزت بوده اند که این گونه به آسمان بال تازه می زنند؟

شنیده‌ام پیاده می رفتی به خانه عشق، از این سوی سرزمین وحی تا به دوست برسی!

آقا! این همه مرکب داریم و پاهایمان نمی کشد! نشان بده که تولاّ چگونه است؟ از توکل، کوله بار عنایتمان را پُر کن و با عشق آسمانی ات، ما را شفاعت!

می دانم تو آمده‌ای تا بفهمم خورشید چقدر کوچک است! آمده ای تا شهاب‌های ثاقب ذکر بر جان دیو و شیاطین بنشیند.

آمده‌ای که تقدیر ملکوتی دستهایت بر سر غریبه های غمگین بنشیند.

امام صبور گریه ها و رکوع ها، امام مهربان سجده ها و سلوک ها، سجاده ها دارند یاس می پاشند و گل محمدی؛ به برکت این که تقدیسشان خواهی کرد.

حالا که می آیی، بگو در عبای تو چندین هزار پروانه لانه دارند؟

بگو پرستوها از کدام اشاره سر انگشت تو به خورشید می روند؟

امروز می خواهم جواب همه سؤالهای چشم هایم را از دستهای تو بگیرم.

ای کرامت جاری در ثانیه های آغاز! می خواهم برای خودم قصه تولد مردی را بگویم که با دُعاهای او هزاران بُلبل شیدا متولد می شوند.

می خواهم از آغاز مردی بگویم که وارث هزاران زخم است؛ امّا شکر، آستانه دست هایش را می بوسد. می خواهم بروم یک گوشه دنج مسجد، صحیفه را باز کنم و به شکرانه چهارمین امام اشراق سجده کنم.

 

نوشته‌ی:عرفان رجبی


 

+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 23:19  توسط عرفان رجبی  | 

آینه عبادت


امام سجاد

گویی نماز، دلتنگ عبادت اوست و خاک، دلواپسِ سجده هایش!

گویی دعا منتظر ترنّم اوست و صحیفه، در انتظار تبسّم دست هایش!

گویی جهاد، آیینه ایمان اوست و واژه ها در انتظار جلوه خطبه هایش!

گویی شام غریبان، دلواپس ناله های عاشورایی اوست و «زینب علیهاالسلام »، دل نگران زخم دلش!

گویی عاشورا منتظر حضور اوست و کربلا منتظر ادامه نگاهش؛

نگاهی که نورانی دیدن و نورانی اندیشیدن را به نسل های خاموش بیاموزد!

سروش آسمانی، بشارتی را به «شهربانو» می دهد؛ بانویی که آسمان، مقابل عظمت نامش تواضع می کند و خورشید، به جمال معنوی اش رشک می برد.

بانویی که نام مبارکش همچون «صحیفه»، مقدس و همچون «کربلا» معطّر است.

بشارت می دهد طلوع نوری را که از مشرق عرفانی ولایت طلوع می کند و رنگین کمان هدایت خویش را ارزانی آسمان «ایران» می کند!

نوری که فصلی جدید از ایمان و اعتقاد در دل «پارسیان» پدید خواهد آورد تا شاهد ظهور عظمتی بی نظیر در تاریخ باشند؛ ظهور مشرقی ترین حکومت الهی.

مولای صحیفه های عاشقانه عبادت می آید تا آسمان به وجود فرزندان «نبوت» ببالد؛ به وجودی ببالد که عبادتش پیامبروار و حلمش علی وار است.

کرامتش حسنی علیه السلام و شهامتش حسینی علیه السلام است.

خطبه هایش، آیینه سخنان زهرا علیهاالسلام و کلمات آتشین بیانش، بت شکن است.

وقارش وقار خلیل علیه السلام و کلامش کلام کلیم علیه السلام است.

از انفاس قدسی اش، مسیحا علیه السلام در شگفت و از شکیبایی وجودش، ایوب علیه السلام درس آموز است.

حضورش، ترکیب بند حماسه کربلا و صحیفه کلامش، آیینه بشکوه عاشوراست.

درویش ترین امیر کشور دل که عارفانه ترین غزل ها از تبسّم نگاهش می تراود و عاشقانه ترین دوبیتی ها از ترنّم دعایش.

می آید تا آسمان را درس تابندگی بیاموزد.

می آید تا زمین را از آسیب جهالت حفظ کند.

می آید تا دل های مؤمن، بی نیایش نمانند.

می آید تا کربلا بهانه‌ای برای ادامه زندگی داشته باشد.

می آید تا شام به وسعت تیرگی خویشتن بنالد.

می آید از مشرقی ترین لحظات شیرینِ خلقت، تا فرصتی تازه برای شادمانی ما باشد.

مولا!

ای چلچراغ ایمان در فصلی از احاطه جهل! حضورت مبارک و ظهورت روشنی بخش سایه زار زمین است.

حضورت مغتنم و سایه لطفت بر سرمان مستدام باد!

 

نوشته‌ی: عرفان رجبی


 

+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 23:18  توسط عرفان رجبی  | 

آرامش مقدس


حلم امام سجاد(ع)

دشتهای سرسبز عرفان، خوشامدگویِ اشراقِ پیشانی‌ات هستند و ما به همایشی از درختچه‌های تبسّم و امید و تغزّل دعوت شده‌ایم.

آمده‌ای و تنها با اندوخته‌ای از دعاهای تو به تماشای بقیه‌ای از جهانِ فرتوت می توان رفت، فاصله های پوچ را پر کرد، خویش را از دغدغه و تشویش خالی کرد. باید تبریک گفت: امّا تبریک همیشه درختانِ اندیشه چه حاصلی دارند، وقتی ایمانی از نو نیاورده باشند به برگ برگِ «صحیفه»ات؟

صحیفه تو شهد سجده هایت را در ذائقه تلخ ثانیه های دنیوی می ریزد.

کلمات برافراشته از صبح لبانت، صدمه هایِ پسینگاه غربت انسان را مرهم است. تمامیِ دلهره‌های برآمده از عصر تجمّل و دود را عبارات گرانقدرت به آرامشی ژرف و مقدس گره می‌زند.

گاهی که از فاجعه‌های مردافکن، نستوه و بی گلایه باز می‌گردی، تازه روزگار به دردهای حقیر خویش پی می‌برد؛ تازه در می‌یابد که برای از تو گفتن هر چقدر وقت بگذارد، کم است.

صدایی از استواریِ سکوتت محکم تر نیست، ای پیام سبز آتش زا.

این تنها صلابت در گفتار توست که دل سنگ و سنگدلان را نرم می‌کند. آمده‌ای تا در متن آوارگی خویش، به کج فهمان شام و هم آغوشانِ شب سامان بخشی که این بخشی از رسالت عظیم توست.

یا زین العباد علیه السلام ! کسی به استعداد ایمانت و توانایی پارسایی ات آگاه نیست که کافی است با لبخندی از روی اراده، کاخ شام ستم را در هم شکنی و با اشاره ای، قصر شب را فرو ریزی.

سفیهانِ نسنجیده در گفتار، تو را بیمار خوانده‌اند و حال آن که خودِ این بیمارْ دلان، محتاج نیم نگاهی از تواند تا شفا یابند.

السلام علیک یا علی بن الحسین علیه السلام !

 

نوشته‌ی: محمدکاظم بدرالدین

تنظیم: عرفان رجبی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 23:11  توسط عرفان رجبی  | 

انواع شفاعت كارآیى آن در قیامت


اصول اساسی سلوک عرفانی در کلام امام سجاد(ع)

از جمله مسائل عقیدتى كه در ضمن معارف گسترده صحیفه سجادیه، یادگار حضرت زین العابدین، مورد توجه قرار گرفته ، مساله شفاعت است که به دو گونه تصویر شده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 23:6  توسط عرفان رجبی  | 

دلایل امامت على بن الحسین، حضرت سجاد علیه السلام


امام سجاد

دلایل امامت امامان علیه السلام به دو محور عمده زیر باز مى گردد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 23:5  توسط عرفان رجبی  | 

خدایا اگر مرا دوست داری باران بفرست


امام زین العابدین

این داستان را ثابت بنانى تعریف کرده و می‌گوید: من به همراه عدّه‏اى از مومنان بصره همچون ایوب سجستانى، صالح مرى، عتبه غلام، حبیب فارسى‏ و مالك بن دینار به حج مشرف شده بودم. چون به مكّه رسیدیم متوجّه‏كمبود آب شدیم. كمبود بارندگى موجب تشنگى بیش از حد مردم شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 22:59  توسط عرفان رجبی  | 

شیرین سخنیهای امام سجاد علیه السلام


10 درس از صحیفه سجادیه

امام سجاد

اعتماد به محبوب

از ویژگی های بارز اخلاقی مسلمان، صفت «توکل» است. توکل یعنی اعتماد و اطمینان باطنی در تمامی کارها به خداوند، چنان که در روایتی، برترین اعمال نزد خداوند، توکل به او معرفی شده است. سید ساجدان و پیشوای توکل کنندگان در صحیفه سجادیه می فرماید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 22:58  توسط عرفان رجبی  | 

دو قلوهای بهم چسبیده!


گریه امام زمان(عج) در مصیبت حضرت ابوالفضل علیه السلام

از ویژگی‌های بارز و مهمی که در حضرت اباالفضل (علیه‌السلام) مشهود است ادب و تواضع ایشان است که در مقابل امام و مولای خود سر تعظیم فرود می‌آورد و با همه ابهتی که دارد در مقابل مولایش متواضعانه و مؤدب برخورد می‌کند.

تواضع چیست؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 تیر1389ساعت 11:30  توسط عرفان رجبی  | 

ساقی عشق

باسلام وتشکرازاینهمه لطفی که نسبت به من دارید

اینهم ازویژه  نامه ساقی عشق با18پست که 9تاش روالان گذاشتم 9تاش هم انشاالله فرداظهر

منتظرویژه نامه چهارمین اشراق هم باشید

بازهم خیلی ازدوستان میان ومیرن ولی خبری ازنظرنیست.

اینی هم که تونظرسنجی شرکت نمیکنیدواقعا بی انصافیه.یعنی من ارزش یک کلیک ندارم؟

بازهم این شبهادعامون کنید ماهم کنارحرم امام رضادعاگوتون هستیم

یاعلی مدد زیرپرچم حق وزیرسایه امام رضا

التماس دعای مخصوص

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:43  توسط عرفان رجبی  | 

دست استغاثه عالم به سوی او (ازعرفان رجبی)


حضرت ابوالفضل

تو متولد شدى، ولی نخست دست‌هایت به دنیا آمدند. دست‌هایت که پیش از تولد تو در تمام هستی زبانزد بوده‌اند. دست‌هایت که دست استغاثه تمام عالم به سوی آن‌هاست. دست‌هایت که تاریخ را ساخته‌اند... خدا نخست دست‌هایت را آفرید... به آن دست‌های توفانی عاشقانه نگاه کرد و گفت: «این دست‌ها بهترین دست‌های عالمند...» آنگاه تمام افلاک در برابر دست‌هایت به سجده افتادند. تمام فرشتگان بر دست‌هایت بوسه زدند و خدا گفت: «برای این دست‌ها مردی خواهم آفرید که نامش را در آسمان‌ها دست به دست خواهند برد...» و خدا تو را آفرید، برای آن دست‌های بی‌بدیل ... دست‌های معجزه‌گر... .

دست‌هایت را دوست می‌دارم که با دست‌های خدا نسبت دارند و از ازل با ثارالله بیعت کرده‌اند؛ دست‌هایی که تنها برای حمایت از آفتاب به زمین ‌آمده‌اند برای آنکه پسر خورشید روی زمین باشند. از تو تنها به همین دست‌ها کفایت می‌کنیم و گره‌های کور روزگارمان را به آستانه مهر این دست‌ها می‌آوریم تا گشوده شوند. تا نمک‌گیر شویم... تا از نو ایمان بیاوریم... به تو... به عشقی که تو را این‌گونه شهره عالم کرد... و به خدایی که این عشق را آفرید... .

تو را عشق به این روز انداخته ای ماه! تو را عشق چنین سرفراز کرده... وقتی که سایه به سایه خورشید، تمام راه‌های سخت را بپیمایى، وقتی که چشم از خورشید برندارى، وقتی که خویش را وقف او کنى، وقتی که تمام هستی‌ات را در دست‌هایت بگذارى، تمام خودت را در دست‌هایت بریزی و آن دست‌ها را به سوی عشق دراز کنى، این‌گونه خواهی شد. این‌گونه که خدا دست‌هایت را در آغوش می‌گیرد و آنگاه تمام قدرت بی‌منتهایش را به دست‌های تو می‌بخشد. آنگاه تمام درهای بسته، تمام قفل‌های ناگشودنی و تمام گره‌های کور، با دست‌های تو گشوده خواهد شد ای باب‌الحوائج!

دست‌هایت کو؟ که دل‌تنگم برای دست‌هایت

تمام دنیا دست‌هایت را می‌شناسند. تو را همه با دست‌هایت می‌شناسند. دست‌هایی که دستان خداست و از آستین رشادت و شهادت و مهر تو بیرون آمده. همان دست‌هایی که دستان پر سخاوت دریاست و تمام آب‌های دنیا را شرمنده خویش کرده است. دست‌های تو را نمی‌شود نادیده گرفت؛ چون دستان خدا فراتر از همه دست‌هاست. هر که با دست‌‌های تو بیعت کند، دستان خدا را در آغوش گرفته...

دست‌هایت، آیینه دستان پر پینه مردی ا‌ست که تمام هستی در دست ولایت اوست. مردی که سالیان سال نان بینوایان را بر دوش می‌گرفت و بر در خانه‌های‌شان می‌برد و سفره‌ها‌ی‌شان را نمک‌گیر خویش می‌کرد. تو فرزند دست‌های حیدرى. مردی که ذوالفقار را در دست داشت، ولی هرگز دانه جوی را به ستم از دهان موری باز نگرفت. پس از دستان او که نان‌آور خاک بود، دست‌های تو آب‌آور زمین شدند. دستان تو ساقی روزگارند.

دست‌هایت، برکت عشق را در سفره‌های عاشقان می‌نهند. اینک نان و خرما نه، که از تو آب حیات می‌طلبیم، آب مراد... . از تو عافیت می‌خواهیم. از دست‌های توانگرت، سعادت می‌خواهیم ای مرد! کاش دست‌های تو تمام ابرهای سیاه ستم را از آسمان دنیا فراری دهند. کاش دست‌هایت به یاری انسان برخیزد و او را وارث صلح و آشتی کند.

 

«عرفان رجبی»


+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:39  توسط عرفان رجبی  | 

اسوه ی ایثار



نویسنده:عرفان رجبی

سالگرد میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام ، روز جانباز نام‏گذاری شده است. عباس علیه‏السلام بزرگ جانباز تاریخ انسانیت است که صحنه کربلا را تجلیگاه ایثار و جانبازی نمود. فداکاری‏های برادر رشید امام حسین علیه‏السلام در تاریخ بشر مانندی ندارد. دست حیدرآسای عباس علیه‏السلام شعر زیبای عشق و ایثار در راه ولایت را با خون سرخ بر زمین تفتیده، کربلا نگاشت، و راه و رسم عاشقی و شیوه جانبازی را به جهانیان آموخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:38  توسط عرفان رجبی  | 

جانبازان، رهبران نهضت


نویسنده:عرفان رجبی


اشاره

به منظور گرامی‏داشت خاطره ایثارگری‏های جانبازان عزیز، سالروز ولادت با سعادت بزرگ جانباز کربلا، حضرت عباس علیه‏السلام به عنوان روز جانباز نامیده شده است. جانبازان با الهام از کردار و منش آن بزرگوار، درس فداکاری و شجاعت و وفا آموختند و در عمل نیز آن را به اثبات رسانیدند. این عزیزان در راه دفاع از اهداف مقدس اسلام، تا پای جان ایستادند و با اهدای بخشی از وجود خود، از حریم اسلام محافظت نموده، حماسه‏ای جاوید آفریدند. آن‏ها امروز نیز با حضور در صحنه‏های مختلف سیاسی، فرهنگی، علمی و ورزشی، از ارزش‏ها و اهداف انقلاب اسلامی دفاع نموده و با عمل به دستورات و احکام الاهی، الگوی شایسته‏ای برای جوانان و همه مردم انقلابی به شمار می‏آیند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:37  توسط عرفان رجبی  | 

چگونه زيستن و فاتح حقيقي‌


نويسنده: سلمان اوسطي


( به مناسبت ايام ميلاد حضرت امام حسين و اباالفضل العباس‌ )سوم شعبان مصادف است با ميلاد با سعادت امام حسين‌ع و ورود حضرت به مكه (در سال 60 هجري در سفر از مدينه و در آخرين حج) و چهارم شعبان مصادف است با ميلاد حضرت عباس بن علي‌ع، علمدار لشكريان امام حسين، مطلبي كه اكنون از خاطرتان مي‌گذرد به همين دو مناسبت ارائه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:36  توسط عرفان رجبی  | 

كودكى و نوجوانى حضرت اباالفضل (ع)


نويسنده: غلامرضا گلى زواره


مادرى ستوده خصال 

از مطالبى كه روان‏شناسان در خصوص دوران رشد كودكِ شير خوار مورد تأكيد قرار داده‏اند، اين است كه طفل تنها از شير مادر استفاده نمى‏كند و خصوصيات شخصيتى وى همراه با محبت‏ها، عواطف و نوازش‏هاى او به فرزندش انتقال مى‏يابد و به رشد روانى او كمك مى‏كند. امام على عليه‏السلام قرن‏ها قبل، اين ويژگى را مورد توجه قرارداده و فرموده‏اند:اين مادر است كه به تو از عصاره قلبش غذا داد؛ قوتى كه ديگرى از دادن آن امتناع مى‏كند. اين مادر است كه كه با تمامى اعضاء و جوارحش با نهايت شادمانى و خوشرويى تو را از جميع حوادث و رخدادها محافظت نمود.1 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:35  توسط عرفان رجبی  | 

اسوه ی برادری


نويسنده: خليل جواهري


به مناسبت چهارم شعبان سالروز ولادت ابوالفضل العباس (ع) عباس(ع) در تاريخ، افرادي را مي توان يافت كه به جهت عملي به عنوان الگو مطرح شده و بر سر زبان ها افتاده اند. همواره از صبر ايوب و يعقوب و علم بوعلي سخناني شنيده ايد. در ميان ما شيعيان به ويژه در مساله برادري، ابوالفضل عباس(ع) به عنوان سرمشق ياد مي شود. آن بزرگوار يكي از شهيدان واقعه عاشوراست. با اين همه به جهت ويژگي خاصي كه در ايشان سراغ داريم در واقعه عاشورا به عنوان دومين شخصيت برتر پس از امام حسين(ع) مطرح شده است. برادري اي كه ما از آن حضرت مي شناسيم اختصاص به ابعاد برادري خوني ندارد بلكه فراتر از آن به حوزه برادري ايماني باز مي گردد. براي تحليل درست شخصيت و برجستگي هاي ايشان ناچار به بازخواني ويژگي هاي برادري در مفهوم قرآني آن هستيم كه حضرت عباس به عنوان نمونه عيني و عملي آن بيان شده است و ما در مقاله حاضر به اين موضوع پرداخته ايم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:34  توسط عرفان رجبی  | 

مقام حضرت عباس (ع)


نويسنده: سيد محمد ناظم زاده قمي


مقام علمی عباس(علیه السّلام)

حضرت عباس(علیه السّلام) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان، امام حسن و امام حسين(علیه السّلام) كسب فيض كرده است. لذا از علی بن ابیطالب(ع) در مورد حضرت عباس (علیه السّلام) نقل شده است كه فرموده اند: "ان ولدى العباس زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت(ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:33  توسط عرفان رجبی  | 

آموزگار فتوّت و مردانگی (2)


نويسنده: جواد محدّثي


با عباس(ع) در حماسة عاشورا

چون مي‏خواهيم عباس بن علي(ع) را در صحنة حماسة كربلا بشناسيم، ناچار به نقل حوادثي مي‏پردازيم كه اباالفضل در آنها نقش و حضور داشته است. بيان اين صحنه‏ ها و واقعه‏ ها، هم ايمان عباس را نشان مي‏دهد، هم وفا و اطاعتش را، هم سلحشوري و مردانگي‏ اش را، هم تابش يقين و باور بر تيغهء شمشير بلند عباس را، هم بصيرت در دين و ثبات در عقيده و پايمردي در راه مرام و انس به شهادتِ در راه خدا را.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:32  توسط عرفان رجبی  | 

آموزگار فتوّت و مردانگی (1)


نويسنده: جواد محدّثي


پيشگفتار 

در نگاه به قلّه ‏هاي رفيع ايمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردي بزرگ و بي ‏بديل مي ‏افتد، به نام عبّاس فرزند رشيد اميرالمؤمنين(ع) كه در فضل و كمال و فتوّت و رادمردي، الگويي برجسته است. در اخلاص و استقامت و پايمردي، نمونه است و در هر خصلت نيك و صفت ارزشمندي، كه كرامت يك انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پيوسته دين باوري و حقجويي و باطل ستيزي و جانبازي را از او آموخته ‏ايم و نسل الله ‏اكبرِ امروز، وامدار مكتب جهاد و شهادتي است كه اباالفضل(ع) در آن مكتب، علمدار است و همچون خورشيد، درخشان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 19:31  توسط عرفان رجبی  | 

نظربدهید

این هم ازویژه نامه سلطان عشق خواهش میکنم نظراتتونو بگین

درنظرسنجی هم شرکت کنیدخرجش یه کلیکه

بعدازظهرنیمه اول ویژه نامه ساقی عشق وفرداصبح نیمه دوم آن رو براتون میزارم

ویژه نامه ولادت امام سجادهم دارم روش کارمیکنم اسمش هم انتخاب کردم

چهارمین اشراق(ویژه ولادت زین العابدین)

امیدوارم موردقبول حضرت زهراواقع بشه منتظر نظراتتون هستم

یاعلی مدد زیرپرچم حق وزیرسایه امام رضا

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 11:52  توسط عرفان رجبی  | 

امام حسین و قدردانی از دیگران


امام حسین (ع)

امام حسین (علیهالسلام) می فرماید: «شُکْرُکَ لِنِعْمَةٍ سالِفَةٍ یَقْتَضی نِعْمَةً آنِفَةً 1؛ سپاسگزاری نعمتهای گذشته، نعمتهای آینده و زودرس را به دنبال دارد.» او در سخت ترین لحظه های زندگی حتی در اوج جنگ و جهاد روز عاشورا، قدردانی و سپاسگزاری از بندگان خدا را که به او خدمتی نمودند، و در مسیر او گامی برداشتند، فراموش نکرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:43  توسط عرفان رجبی  | 

ابراهیم فدای حسین (علیه‌السلام)


براهیم فدای حسین(علیه‌السلام)

تولد امام حسین (علیه‌السلام)

به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت1 دومین فرزند برومند حضرت علی و فاطمه، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت، چشم به جهان گشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:42  توسط عرفان رجبی  | 

پاداش پیروی از اهل بیت


عبادت

با امام حسین(علیه السلام) در سایه قرآن

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «من دو چیز گرانمایه در میان شما به یادگار می نهم: کتاب خدا و خاندانم. این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنکه در قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد آیند.» 1


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:40  توسط عرفان رجبی  | 

دعای امام حسین(علیه السلام) در قبرستان


امام حسین علیه السلام

از بهترین و ارزشمندترین حالات ارتباط انسان با خداوند، لحظه دعا و نیایش است. قرآن کریم می فرماید: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبّی لَوْلا دُعاؤُکُمْ»؛( فرقان / 77) بگو: پروردگار من برای شما ارزش قائل نیست، اگر دعای شما نباشد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:38  توسط عرفان رجبی  | 

امام حسین، مدال نفس مطمئنه


حرم امام حسین علیه السلام

شجاعت

خداوند متعال در توصیف ویژگی های مردان الهی و مبلغان راه حقیقت، شجاعت و شهامت را یکی از بارزترین صفات و خصلت های آنان می شمارد و می فرماید: «الذین یبلغون رسالات الله ویخشونه ولا یخشون احدا الا الله وکفی بالله حسیبا»؛ (احزاب/39) «کسانی که رسالت های الهی را ابلاغ می کنند و تنها از خدا می ترسند و از غیر او هیچگونه واهمه ندارند و خداوند برای حسابرسی کافی است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:38  توسط عرفان رجبی  | 

نماز بی ولایت، بی نمازی است


حرم امام حسین علیه السلام

زهد و دنیاگریزی

زهد بی میلی طبیعی نسبت به امور دنیوی نیست، بلکه بی میلی روحی یا عقلی یا قلبی نسبت به اشیائی است که مورد تمایل و رغبت طبع و نفس است، با این هدف که مقصود و نهایت آرزو و کمال مطلوب که مافوق مشتهیات نفسانی دنیوی است، حاصل شود؛ خواه آن امور از مشتهیات نفسانی اخروی باشد و یا اساسا از نوع مشتهیات نفسانی نباشد، بلکه از نوع فضائل اخلاقی باشد، از قبیل: عزت، شرافت، کرامت، آزادی، و یا از نوع معارف معنوی و الهی باشد، مانند: ذکر خداوند، محبت الهی، و تقرب به ذات اقدس خداوندی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:37  توسط عرفان رجبی  | 

تولّد گریه!!


امام حسین علیہ السلام

امروز روز تولده! اما با تولد بعضی‌ها می‌توان باز هم گریه کرد! می‌دانی چرا؟! چون مصائب آنها در آینده آنقدر کمرشکن است که حتی وقتی در قنداق هم هستند باید بر مظلومیت آنها گریه کرد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:36  توسط عرفان رجبی  | 

حماسه ‏آفرینان دلاور

سلام بر قامت استوارت
ای پاسدار، ای نگهبان مررزها، ای طلایه‏دار سپاه اسلام، ای آن که نامت در سپیده صبح جاری است! در لحظه لحظه‏های غرورآفرین وطنمان جای داری. آن گاه که خونابه ستم بر دیوارهای شهرمان رنگی دیگر زده بود، قامت استوارت را می‏دیدیم که دلیرانه بر دشمن می‏تاختی و آن گاه که شهرمان رنگ وبوی تجاوز گرفت، جان بر کف نهادی و سینه در مقابل دشمن دون سپر کردی. ای دیرآشنای غریب! در تو و در لحظه‏های غربتت، بوی خوش جبهه را استشمام کردیم و یافتیم دلاوری و از خودگذشتگی جوانانی را که منتظر اشارت رهبر بودند تا جان خویش را برای حفظ کیان اسلام و شریعت بنهند. در حماسه‏آفرینی‏های شورانگیز و عشق آفرینت، بوی خوش شهادت را به کام جان خریدیم و رنگ سرخ وصل را دیدیم و اینک در آینه روزی که با نام تو رقم خورده، دلاوری‏ها و ازخودگذشتگی‏هایت را پاس می‏داریم و بر قامت استوارت سلام می‏فرستیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 3:34  توسط عرفان رجبی  | 

ویژه نامه های ماه شعبان

باسلام وعرض تبریک به مناسبت آغازماه شعبان ماه رسول خدا

ویژه نامه ماه رسول خداحاوی مطالب مهم وزیبایی درموردماه شعبان است توصیه میکنم این ویژه نامه راازقسمت موضوعات مطالب حتمامطالعه کنید.

قصدداشتم برای 3ولادت یک ویژه نامه باعنوان خورشیدوماه وستاره آماده کنم ولی باکمی تفکرتصمیم گرفتم برای هرولادت یک ویژه نامه تخصصی بنویسم تاتفکیک مطالب آسانترباشد

وبافرصت بسیارکم3روزه ویژه نامه سلطان عشق که مربوط به ولادت امام حسینه رو آماده کردم حاوی16پست

که8پستش روامروزگذاشتم(ومیتونیددرپستهای پایینی مشاهده کنید)8پستش روهم فردامیزارم.

ویژه نامه ساقی عشق هم که مربوط به ولادت حضرت عباسه روهم فرداظهرآماده میکنم ونصفش روفردابعدازظهرمیزارم ونصفش روهم جمعه صبح.

برای ویژه نامه ولادت امام سجاداصلاوقت نداشتم ومعلوم نیست اصلابتونم آماده کنم یانه مگربادعای شمادوستان.اون هم اگرآماده شدجمعه بعدازظهروشنبه صبح براتون میزارم.

بیشتربهم سربزنیدچون هرروزآپم.چرابعضی ازدوستان ازنظرگذاشتن یادشون رفته؟

برای باردیگرهمخواهش میکنم بایک کلیک تونظرسنجی که تووبم گذاشتم شرکت کنیدتابهتربتونم بنویسم

علی نگهدارهمتون.زیرپرچم امام رضا

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 15:25  توسط عرفان رجبی  | 

امام حسین علیه السلام الگوی زندگی عارفانه (دانلودسخنرانی استادپناهیان)


مدت زمان|دفعات بازديد
حجه الاسلام عليرضا پناهیان (8)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 15:21  توسط عرفان رجبی  | 

مزار امام حسين(ع) از آغازين روز


مترجم :عرفان رجبی


پس از شهادت امام حسين(ع) در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى و ترك لشكر ابن سعد از ميدان جنگ، جنازه امام حسين(ع) و ياران او بر زمين ماند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 14:59  توسط عرفان رجبی  | 

سکولاريسم از منظر امام حسين (ع)

نويسنده : عرفان رجبی

امام حسين(ع) و قيام انقلابي ايشان، همواره در كانون تفكر سياسي شيعه بوده و تبيين گر آموزه هاي اصيل اسلامي است. مراجعه به سيره نظري و عملي آن امام همام، و سخنان گوهر بار شان پيرامون فلسفه،اهداف، مشروعيت و شرايط حاكم اسلامي، و كاركرد و كار ويژه هاي دولت، به خوبي اثبات كننده عدم جدايي دين از سياست است كه نوشته حاضر در صدد توضيح آن مي باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 14:58  توسط عرفان رجبی  | 

ارتباط حضرت مهدی (عج) با امام حسين (ع)


نويسنده:سيد صادق سيد نژاد 


طليعه 

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جريان حقّ و باطل به موازات هم پيش‏رفته و كره خاك هيچ‏گاه از مصاف اين دو جريان خالي نبوده است. پيروان هر يك از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرايان آينده بوده‏اند و حق گرايان آينده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعيت باطل‏پيشه‏گان و دور افتادگان از صراط مستقيم نيز بر همين منوال بوده است.در اين ميان ارتباط حجتهاي الهي در تداوم ‏بخشيدن به مسير صحيح هدايت و سعادت بشر بسيار عميق‏تر و محكم‏تر بوده است؛ چرا كه هر نبيّ و وليّ الهي با در نظر گرفتن شرايط عصري كه در آن به سر مي‏برد راه انبيا و اولياي الهي پيش از خود را تداوم مي‏بخشد. به عبارت ديگر همه انبيا و اولياي الهي چراغهاي نوراني هدايتند؛ منتهي هر كدام متناسب با شرايط زماني و مكاني خود به نور افشاني مي‏پردازند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 14:56  توسط عرفان رجبی  | 

حسين (ع)، فرزند ابراهيم


نويسنده:ابوالقاسم جعفري


تمدن بابل در حدود سه هزار و هفتصد سال پيش كه حضرت ابراهيم در آن زندگي مي‌كرد دو ويژگي عمده داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 14:55  توسط عرفان رجبی  | 

حسين آتش عشق خدا


نويسنده: محمود رفيعى


جاده و اسب مهياست؛ بيا تا برويم
كربلا، منتظر ماست؛ بيا تا برويم
ايستاده ست به تفسير قيامت، زينب «س»
آن سوى واقعه پيداست؛ بيا تا برويم
خاك در خون خدا، مى شكفد، مى بالد
آسمان، غرق تماشاست؛ بيا تا برويم
تيغ در معركه مى افتد و برمى خيزد
رقص شمشير چه زيباست؛ بيا تا برويم
از سراشيبى ترديد، اگر برگرديم
عرش زير قدم ماست؛ بيا تا برويم
زره از موج بپوشيم و ردا از توفان
راه ما از دل درياست؛ بيا تا برويم
كاش اى كاش كه دنياى عطش مى فهميد
آب، مهريه زهراست؛ بيا تا برويم
چيزى از راه نمانده ست، چرا برگرديم
آخر راه همين جاست؛ بيا تا برويم
فرصتى باشد اگر باز در اين آمد و رفت
تا همين امشب و فرداست؛ بيا تا برويم
«ابوالقاسم حسينجانى»
مسافران الهى چهار دسته اند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 14:54  توسط عرفان رجبی  | 

آيات اخلاق در سيماى حسينى (2)


نويسنده: عباس كوثري


3. جوانمردى 

جوانمردى خصلتى ارزشمند است كه زيربناى بسيارى از ملكات اخلاقى همانند بخشش، گذشت و دورى از تهمت و خيانت، بوده و موجب مى‏شود كه فرد حتى در سخت‏ترين شرايط بر ارزش‏هاى انسانى و اصول اخلاقى تأكيد ورزد. قرآن كريم در باره اصحاب كهف مى‏فرمايد: «نحن نقصّ عليك نَبَأهم بالحقّ انّهم فِتْيَةٌ آمَنُوا بربّهم و زدناهم هدى»18؛ ما داستان آنها را به‏حق براى تو بازگو مى‏كنيم. آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 14:53  توسط عرفان رجبی  | 

آيات اخلاق در سيماى حسينى (1)


نويسنده: عباس كوثري


به حُسن خُلق و وفا، كس به يار ما نرسد 
ترا در اين سخن، انكار كارما نرسد 
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده‏اند 
كسى به حُسن و ملاحت، به يارما نرسد 
هزار نقد به بازار كائنات آرند 
يكى به سكّه صاحب عيار ما نرسد 
هزار نقش برآيد ز كِلْك صُنع 
و يكى به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد 
بسوخت «حافظ» و ترسم كه شرح قصّه او 
به سمع پادشه كامكار ما نرسد 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 14:51  توسط عرفان رجبی  | 

سفرنامه عشق(خاطرات این شبها ووداع باماه رجب)

ادخلوها بسلام آمنین

ادخلوها بروضه یباهی به الله التعالی الرئوف بالرئوف

از هرجا بگی از هر رنگی و منشی و مشی هرجور شده بود خودشون رو اولا برای سر سلامتی حضرت به شهادت پدر عزیزش و ثانیا برای همه اون چیزهائی که درباره لیله المحیا و شب و روز زیارتی مخصوص امام هشتم ع به مبعث رسول اکرم ص به حرم رسونده بودند

وبسا خوشا به سعادت اونهائی که به قول حاج محمد کریمی با بزرگتر خودشون تو دستگاه ابی عبدالله ع فی زماننا هذا به خاکبوسی حرم آقا مشرف شده بودند

ازسه شنبه شب شبهای حسینیه موسی ابن جعفر و ظهرهایش چه صفائی حاج آقا مومنی و لحن گرم منبرش حاجی و نغمه های آتشینش تا شب مبعث و حسینیه مهدیان که حسن ختام برنامه های بیرون از حرم بود

و اما حلوای تن تنانی تا نخوری ندانی شب های که امسال همه سفره ای بود پربرکت مثل هرسال و در سال همت و کار مضاعف همکاری مضاعف خدام حرم مطهر با برگزاری مراسمهای حاجی درصحن مطهرجمهوری  کاملا مبرهن وزیبابود

از کجابرای شمانگارش کنم

ازجامعه کبیره حضرت  هادی ع بانوای رضوی حاجی ونغمه های آتشینش

یا از کمیل شب جمعه از روضهای بهشت سرشت شبها از غم هجرت حسین ع به سوی کربلا در شب ۲۸ رجب و آوارگی خاندان مطهرش

ازشبی که حاجی گریه میکرد و میگفت همه شما به کربلا مشرف شدید وجامانده شما منم

ازدل دعا که فریاد میزد من باید اینگونه کربلا مشرف شوم:یک منبر بلند بگذارند داخل صحن ارباب ع و من جامعه بخونم و آقام رو به همه عالم معرفی کنم تا همه بفهمند ارباب ما حسین ع کیست؟

و باز هم نصایح پدرانه حاجی و دغدغه همیشگی اش بچه ها ولی فقیه رهبر آقا سید علی ....

شب های حرم شب های روضه حضور پرمهر دیگر نوکران ابی عبدالله ع کنار حاجی در این شب ها حکایت ماهی بود که ستاره ها دورش میگردیدند وتجلیل تحصین برانگیز مضاعف امسال ایشان به رسم اوستا وشاگردی از حاج سعید (علی اصغر) حدادیان بگیر تا حاج حسین سازور حاج محمد رضا طاهری و حاج محمودکریمی

حاج محمد میگفت ما اگه کم میخونیم پیش حاجی برای اینه که مسیر عشق حاج آقا روبهم نریزیم

حاج محمود درمحضرحضرت قبله هفتم امام هشتم ع به حاجی میگفت هرسال مثل یه پرنده تا اینجامیای و مارو مثل جوجه هات دنبال خودت میکشونی و به قول خودمون وصل میکنی و همین جور که گریه میکرد عرضه میداشت آقا باید مارو یه کربلا با حاجی ببری دق کردیم آخه و....

و آی اونائی که نبودید حاجی چقدر یاد شما کرد

رزقناالله وایاکم انشاالله

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 تیر1389ساعت 13:24  توسط عرفان رجبی  | 

این الرجبیون

ماه رجب هم داره تموم میشه.

همونطوری که توی درباره وبلاگ نوشتم بیایید به جای غفلت سری بزنیم به مفاتیح آشیخ عباس.

تاببینیم چه فیض عظمایی روازدست دادیم که قدرش روجزخدانمیداند.

وناامیدهم نشویم که هرکس یک روزازآخراین ماه راروزه بگیردازنهررجب مینوشد ویک سال ازآتش جهنم دورمیشود

منتظرپست وداع بارجب باشید


ضمناازنوشتن خاطرات این شبهامنصرف شدم چون ریامیشه وشایدزیادلازم نباشه شمابدونید

وشایداصلادوست نداشته باشیدبدونید

یاعلی

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 0:55  توسط عرفان رجبی  | 

شب مبعثه(تبریک و عرض پوزش

شب مبعثه دل من میگه که همش بگم یاامام رضا

عیدی من وعیدی تووعیدی همه باشه کربلا

 

قصه حراقصه غدیرهمه وهمه عشق حیدره

علی ظاهره علی باطنه علی اوله علی آخره

 

ذکردل بود بی حدوعددیاعلی مدد یاعلی مدد

یاعلی مددیاعلی مددیاعلی مدد یاعلی مدد


سالروزمبعث رسول اکرم رابه تمامی مسلمانان جهان تبریک میگویم.

بازهم پوزش میخوام ازاینکه ویژه نامه مبعث رووقت نکردم بزارم.

انشاالله ایام شعبانیه.عیدیمونو بگیریم ازامام رضا وبریم کربلا

ضمناتصمیم دارم خاطرات این شبهای نورانی که همش تومجالس و حرم بودم ودرمحضرمداحان روبراتون بنویسم

هرکی موافقه تونظرات اعلام کنه.

یاامام رضا

+ نوشته شده در  شنبه 19 تیر1389ساعت 12:46  توسط عرفان رجبی  | 

مشهدالرضادرشبهای ماه رجب

رفقاآدرس هیئات مذهبی مشهداین شبها:

حاج منصور ارضی:

پنجشنبه بعدازنمازمغرب خیابان خسروی نو کوچه سیدجواد خامنه ای حسینیه موسی بن جعفر

جمعه بعدازنمازمغزب وعشا خیابان نادری حسینیه مهدیون

از4شنبه تاشنبه ساعت1بامداد مناجات سحرگاهی حرم امام رضاصحن جمهوری

حاج سعیدحدادیان:

پنجشنبه:ساعت21(سخنران:استادپناهیان)خیابان آخوندخراسانی میدان گنبدسبزحسینیه تهرانیها

وشبهاحرم مطهرباحاج منصور

حاج محمدرضاطاهری وسیدمجیدبنی فاطمه:

جمعه ساعت21(سخنران:استادنقویان)حسینیه تهرانیها(شبها حرم باحاج منصور)

حاج محمودکریمی وحاج احمدواعظی:

شنبه ساعت21(سخنران:ایت الله صدیقی)حسینیه تهرانیها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:22  توسط عرفان رجبی  | 

هرکه داردهوس امام رضابسم الله

لیله المحیا شب عاشقان نجف شب بیست و هفتم رجب شبی که هرکه مریضش رابه نجف برساند شفایش بدست امیرالمومنین ع رد خور ندارد آه آه آه از فراق

 اما جامانده ها چه کنند؟میفرماید هرجور شده خودت رو به مشهدالرضا ع و به شب زیارتی و روز زیارتی مولای هشتم ع یعنی شب و روز بیست و هفت رجب المرجب برسان که طبیب دوار یدور بطبه آنجاست که زیارتش به فرمایش ثمر دلش جواد الائمه ع از زیارت کرب و بلا بالاتر است  

و پیش به سوی ندائی برای لبیک بدعوت امام رضا ع چون عرض کرد آقازیارت شما به قسمت است یا همت ؟ فرموده باشد : به هیچ کدام به دعوت است 

 چه خوش است دمی که به دعوت کریمی به باغ بهشتی اش میروی و بلبلان غزل خوان نغمه مدحش راسر دهند

 به به سحر های حرم آقا ورودی های باب الرضا ع باب الجواد ع شب های خواندن جامعه کبیره شب های کمیل شب های مدح سلطان ابوالحسن علی ابن موسی الرضا ع 

شب های گریه بر مدایح مناقب فضائل و مراثی آل الله علیهم صلوات الله

 شب های گریه بر اربابمون حسین ع و شب گریه بر خروجش از مدینه کنار غریب الغربا که فقط غریب حال غریب را میداند

 شب های گریه در شهادت مقعر فی قعر السجون آن زندانی مظلوم باب الحوائج موسی ابن جعفر ع و فقط کسانی که از آن حلوای تن تنانی نوش کرده اند به حرف دلم دست میابند

  شب های حرم و نغمه بلبل آستان سلطان سریر ارتزاق مولای رئوف و آنهم چه غزلخوانی حاج منصور ارضی


انشاالله قرارمون ازچهارشنبه شب ۱۶/۴/۸۹ الی شنبه شام مبعث ۱۹/۴/۸۹ که شاید بیشتر هم بشه 

صحن جمهوری اگر صحن جمهوری نبودیم در صحن جامع رضوی دعاگوئیم حدودا از ساعت۱نیمه شب به بعد

 البته حاج آقا مراسم های دیگری در مشهد دارند که  از جمله 

 شب شهادت و شام غریبان امام کاظم ع در حسینیه موسی ابن جعفر ع روبروی باب الجواد ع کوچه آیه الله آقا سید جواد خامنه ای که ازاذان مغرب برقراراست

  شب مبعث که در حسینیه مهدیان خ نادری دوازده ازاذان مغرب وعشاء برقرار است 

آقا شما رو به امام رضا علیه اسلام منو از دعای مخصوص فراموش نکنید 

 السلام علیک یامقعرفی قعرالسجون

السلام علیک یاسلطان علی بن موسی الرضاالمرتضی


باعرض پوزش قصدداشتم ویژه نامه عیدمبعث باعنوان باران وحی روآماده کنم

ولی به دلیل حجم بالای هیئات مذهبی نمیتونم.یاعلی


+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:15  توسط عرفان رجبی  | 

باب الحوائج


امام كاظم علیه السلام

می گویم یا بابَ الحوائج!

و تنها نگاه می ماند و قطره قطره اشکهای بی صدا!

تنها نگاه می ماند و قطعه قطعه سخنی بر گلو خشکیده:

السَّلامُ عَلَی الْمُعذَّبِ فی قَعر السُّجُون...

... و یک باره، آتشفشان دل می آشوبد و گریه، سراسر گونه هایم را به مرثیه می خواند:

و ظُلَمِ الْمَطَامیرِ ذِی السَّاقِ الْمَرضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ...

آه! چه تلخ است، نگاه آزادی را زندانی کردن!

چه زشت است آسمان را به زندانبان سپردن!

آه، که ناگوار است؛ اهریمن بر سریر و سلیمان در تاریکنای تنهایی ها!

چه جانگداز است، غروبی که سعی کند خورشید را به لحظه های فراموشی بسپارد!

نه! نمی توانست زندانی باشد؛ آخر، «حقیقت» که زندانی نمی شود!

آخر، پرتو نور الهی را نمی شود خاموش کرد!

جمال «موسوی»اش که پرتوی از جمال الهی بود، گویی از زندان بغداد تجلّی کرده است! تمام کاینات، هر شب بهره مند از «شعشعه پرتو ذاتش» بودند و حجّت خدا، دل های پر از باور مؤمنان را به سیر معنوی کلامش می سپرد!

 

مولا جان! ای دریای رحمت و ای شفاعت جاری! چهارده سال به عبادت های زیبایت، آسمان و زمین درود فرستادند و تبلور «قَد اَفَلح المؤمنون» را در جمال آسمانی ات به تماشا ایستادند. چهارده سال تو در باورها بودی و دشمنانت، گمانه های خویش را به بند کشیده بودند!

چهارده سال صداقت نگاهت، آسمان و زمین را به تماشا فرا خواند و تنها سیاه جامگانِ سیاه دل عباسی، خود را محروم از زیارتت کردند!

امّا چگونه می توانم نادیده بگیرم، تمام غریبانه های دلم را:

گوشه ای، یا خلوتی، کو، تا بنالم همچو نی  بر تمام ناله هایم، من ببالم همچو نی

سینه ام را بی مهابا، تا زداغت پر کنم  از غروب روزهای بی چراغت، پر کنم

بر تمام غربتی که سالها اندوختی  عاشقانه، در جوار عشق جانان، سوختی!

کاش می شد، اشک ریزان، بی قرارت همچو شمع  شعله گیرم من بسوزم در جوارت همچو شمع!...

 

می گویم: یا باب الحوائج!

و قنوت دستهایم، پر از یاد تنهایی‌ات می شود، تنهایی!

تنهایی در خلوتی به وسعت عرش و فرصتی به طول تاریخ!

تنهایی! تنهاییِ عارفانه‌ای که اعتکاف از صداقتت درس می گیرد و عبادت، مقابل پیشانی‌ات به خاک می افتد.

می گویم: یا بابَ الحوائج! و حاجتم بر آورده می شود ـ آخر کدامین حاجت بالاتر از توّجه و عنایت حضرتت!؟

می گویم: یا بابَ الحوایج!

و در قنوتم، کهکشانی از نیاز، نقش می بندد؛ انگار تمام دردهای بشری، با دعای تو قابل درمانند! آرزوهای بسیاری از دلم می گذرد، امّا تمام آرزوهایم معطوف به زیارتت می شود، تا بیایم و از نزدیک درد دل کنم و بنالم؛ بنالم از داغ و غصه‌هایی که دارم! بنالم از تنهایی و مثل نی، از جدایی‌ها شکایت کنم.

 

با تو از نیایشهای انتظار بگویم؛ انتظاری که قرنهاست، تمام آرزوهایمان را به خود معطوف کرده است؛ آرزوی ظهور موعود!

آرزوی حضور آن صداقتِ محض بر سریر عدالت! آرزوی سپیده ای بدون فلق و آسمانی بدون ابر!

مولا جان، بابَ الحوائج! دردمندانیم، جویای درمان؛ اینک این تو و کَرَمت!

 

نوشته:عرفان رجبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:10  توسط عرفان رجبی  | 

چارده پاییز...


مویه‌ای برای موسی جعفر علیه السلام

شهادت امام موسی كاظم علیه اسلام

چارده بار، چارده پاییز، می چکید از بهار و خون می شد

چارده سال از حضور کسی، آسمان داشت نیلگون می شد

پای زنجیر زخم بر می داشت، طاق می شد تحمل زندان

داشت دلتنگ میهمان خودش، داشت دلواپس جنون می شد

«مرگ» آمد شبیه خرما شد، تازیانه تعارفاتی کرد

روح مثل پرنده‌ای زیبا، از حدود قفس برون می شد

گرگ و میش سحر، پرستویی تا همیشه به خوابْ تن می داد

بغض های شکسته باران روی تابوت سرنگون می شد

مرگ خرما نه...، مرگ ریحان نه...، مرگ مادر شد و بغل وا کرد

تا در آغوش تنگ بفشارد، سینه‌ای را که داشت خون می شد

 

سروده‌ی: ابراهیم قبله آرباطان

تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:8  توسط عرفان رجبی  | 

یوسف آل نبى در چاه شد


امام کاظم علیه السلام

یــــوســــف آل نـــبــى در چـــاه شد
قــعــر زنــدان جلــوه گـاه ماه شد
آنــچــنـــان زنـــدان او تــــاریـــك بــود
كز سیاهى روزها شب مـى نمود
روز و شـب در سجـده و تـكـبـیــر بـود
پــاى او در حلــقــه زنــجـیــــر بود
بـارهــا مى گــفـــت اى پـــروردگـــار
 اى انیــس بـى كسان در شام تار
گرچه جسمم آب مى گردد چون موم
بــوده ایــن خلـوتـگه عشق آرزوم
تـا كنــم آن را عبـــادتــگـــاه خــویـش
در خفا سوزم به اشك و آه خویش
گـرچـه زنــدان چـون شب دیـجــور بود
 در حقـیـقــت لمـعـه‌اى از نــور بود
بــود زنـدان هـمــچــون یـك ابـر سیاه
در میــان بــگــرفـتـه آن تـابنده ماه
تـا كـه موسى شد در آن زندان مقیم
گشت زنــدان طــور موساى كلیم

 

سروده:عرفان رجبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:8  توسط عرفان رجبی  | 

زندانی شگفت


بازسازی گنبد امام موسی کاظم (ع)

پشت غزل شکست و قلم شد عصای او

هرجا که رفت، رفت قلم پا به پای او

شاعر «سکوت ـ ضجّه» زد و خُرد شد، ولی

نشنیده مانْد مثل همیشه صدای او

بعدش نوشت از غم، مردی که می رسید

هر شب به گوشِ سردِ زمین، ناله های او

پس واژه واژه، شعر به زندان بدل شد وُ

سلّولِ سرد و ساکتِ هر بیت، جای او!

مردی که در زمانه ارواحِ شب پرست

خورشید بود و حبس شدن هم سزای او

زندانیِ عجیب و شگفتی که می شدند ـ

جلاّدها به شیفتگی، مبتلای او

(نقشه کشیده شد): «زنِ طنّاز و فتنه گر

از خود بساز لکّه ننگی برای او»

: «رسوای عشق خود کُنَمَش تا به کام تو

ورد زبانِ شهر شود ماجرای او»

(نقشه شروع شد) دو ـ سه روزی گذشت و زن ـ

مانْد و حضور عرشی و حُجب و حیای او

پر شد تمام روحِ زن از انعکاس آن ـ

هِیْ ناله، ناله، ناله و هِیْ هایْ هایِ او

پس در خودش شکست و شکست و شکست و گفت:

هر که تو نشکنی‌ش و نسازی‌ش، وایِ او!

ذرّات روحِ خاکیِ زن رنگ باخت وُ

کم کم طلای ناب شد از کیمیای او

(نقشه کشیده شد) : «زنِ محراب و اشک و آه!

نوبت رسیده است به مرگ و عزای او»

: «او آن پرنده‌ای است که بال پریدنش:

روح است و مرگ: دانه و بام و هوای او»

(نقشه شروع شد): شبحی شوم آمد وُ

خود را دمید در «قَدَر» و در «قضا»ی او

خرمای مرگ را به دهان بُرد و مستِ وصل

مرگی غریب آمد و شد آشنای او

 

 

سروده‌ی: مهدی زارعی

تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:7  توسط عرفان رجبی  | 

پشت دروازه روشن


امام موسی كاظم علیه السلام

میله ها بیش از این طاقتِ شرمندگی ندارند. روزگاری است که زندانِ هارون، سرریزِ نور شده است؛ آن چنان که بیش از این نمی توانند خورشید را در خویش بگنجانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:6  توسط عرفان رجبی  | 

خداحافظ، سرزمین پدری!


به یاد تبعید حضرت امام موسی کاظم علیه السلام از مدینه

امام موسی کاظم علیہ السلام

خداحافظ پدر! دلم برای باریدن در این آسمان خشک تنگ است.

خداحافظ کبوتران گلدسته محمد صلی الله علیه و آله وسلم !

مرا به میهمانی شلاقها و زنجیرها می برند. می روم که سالها چلّه نشین تنهایی خویش باشم.

ای کوچه های کودکی ها! دیگر هرگز چشم هایم را در هیچ صبح مهربانی بر شما نخواهم گشود.

دیگر هرگز گام هایم را بر چشمان بارانی تان نخواهم آویخت.

خداحافظ پدر! خداحافظ سرزمین پدری!

این جاده های عطشناک، به کجایم می برند؟

کدام برکه بی هنگام، پاسخ برای تشنگی های بی وقفه من خواهد بود؟

نعره های زمین را کسی نمی شنود و من در خشم بیابان تَف، اوّلین دقایق تنهایی خویش را در بغل می فشارم.

باید تا همیشه، زیر باران گریه‌های خویش بایستم؛ جایی در ظلمت و زجر.

زیر نگاه عصیانگر اهریمن محتوم، چهارده سال چنگ در حلقه های درد بزنم.

باید چیزی در گوش جاده ها بگویم. جاده‌ ها خوب می دانند که من تا همیشه، هم‌راز تشنگی هایشان خواهم ماند...

و امّا تو ای خاک تازه من! روزگاری تو را کاظمین خواهند گفت، تا ذرّات فشرده تاریخ را از این خون یخ کرده در رگهایم بشورانی.

سلام بر تو و دیوارهایت، که یک روز بوسه گاه فرشتگان خداوند خواهد بود.

مِهری از تو نمی خواهم؛ که گوشه‌ای از این سرزمین دژخیمی؛ سرزمین بی وفایی و ننگ.

تو را می‌شناختم که قدم بر چشمهایت گذاشتم.

هیچ گاه مرا در آغوش نخواهی فشرد، امّا اندوه چهارده ساله من، شناسنامه تاریخ ناشناخته توست.

اندوه چهارده ساله من، یعنی هزاران سال، نام تو بر لب های تاول زده انسان.

با توام خاک تازه من! روزگاری تو را کاظمین خواهند گفت تا این همه بی وفایی امروزه را چنگ در پیراهن فردایت بزنی... .

 

نوشته‌ی‌: حسین هدایتی

برگرفته از: اشارات، ش 56

تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:5  توسط عرفان رجبی  | 

اشکهای اس ام اسی


پیامکهایی برای تسلیت شهادت حضرت موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام

امام كاظم عليه السلام

 

غروب غربت آمیخته هفتمین آفتاب ولایت را به تمام آزادگان جهان، تسلیت می گوییم

 

ای صبر پیشه سرو قامت، ای هفتمین تجلی معجزه کمال! سالروز آزادی‌ات گرامی باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:4  توسط عرفان رجبی  | 

آخرین پیام در آخرین روز


ویژه نامه شهادت امام موسی كاظم علیه السلام

روزها یكى پس از دیگرى مى آمدند و مى رفتند و خورشید عالم افروز به عادت همیشگى اش هر روز از مشرق سر در مى آورد و در مغرب غروب مى كرد، اما چیزى كه او مى دید فقط تاریكى سیاه چال بود. سال هاى سال بود كه سهم او از روشنایى روز، فقط نور اندك از روزنه كوچكى بود و بس ، تنها چیزى كه او را زنده نگه داشته بود نور ایمان بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:3  توسط عرفان رجبی  | 

دل بى دوست، دلى غمگین است


ویژه نامه شهادت امام موسی كاظم علیه السلام

زیر سایه درختى نشسته بود و كیسه بزرگش را هم كنارش گذاشته بود. قیافه‌اش آن قدر زشت شده بود كه او را نمى شد شبیه هیچ جانورى تصور كرد.

آن قد كوتاه و بینى پهن چهره‌اش را زشت تر از آنچه بود نشان مى داد و بوى گند بدنش تا چند قدمى به مشام مى رسید. شاید خودش هم نمى دانست آخرین بار كه به حمام رفته بود چه موقع بود. براى همین كثیفى و زشتى هیچ كس او را تحویل نمى گرفت تا چه رسد به این كه با او دوست شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:2  توسط عرفان رجبی  | 

راهبی که دنبال اسم اعظم می‌گشت


امام  موسی کاظم علیہ السلام

داستان از اینجا شروع می شود 1 که روزی نزد حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام بودم كه مردى از راهبان مسیحى نجران به همراه زنى راهبه نزد ایشان آمدند. زن راهبه شروع به پرسش كرد و مسایل بسیارى پرسید و حضرت تمامى آنها را پاسخ فرمود. آنگاه حضرت چیزهایى پرسید كه آن زن پاسخ آنها را نمى دانست، پس اسلام آورد. بعد از آن ، مرد راهب شروع به پرسش كرد و هر چه مى پرسید، حضرت پاسخ مى فرمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:12  توسط عرفان رجبی  | 

هفت گوهر از گوهر هفتم


بر آستان فرمایشات حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیهما السلام

حضرت امام موسی کاظم علیہ السلام

1- قالَ الکاظم علیه السلام : ما قُسِّمَ بَیْنَ الْعِبادِ افْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ افْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجاهِلِ.1

چیزى برتر از عقل ، بین بندگان توزیع نشده است ، حتی خواب عاقل - هوشمند - هم  از شب زنده دارى جاهل بى خرد بهتر است .

 

2- قالَ الکاظم علیه السلام : اَلْمَغْبُونُ مَنْ غَبِنَ عُمْرَهُ ساعَةً.2

خسارت دیده و ورشكسته كسى است كه عُمْر خود را هر چند به مقدار یك ساعت هم كه باشد بیهوده تلف كرده باشد.

 

3- قالَ الکاظم علیه السلام : لایَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ: سِواكٍ، وَ مِشْطٍ، و سَجّادَةٍ، وَ سَبْحَةٍ فیها ارْبَعٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّة ، وَ خاتَمُ عَقیقٍ.3

مؤمن همیشه همراه خود پنج چیز باید داشته باشد: مسواك، شانه ، مهر و جانماز، تسبیح براى ذكر گفتن، انگشتر عقیق.

 

4- قالَ الکاظم علیه السلام : الْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَىِ الْمیزانِ كُلَّما زیدَ فى ایمانِهِ زیدَ فى بَلائِهِ.4

وضعیت مؤمن مانند وضعیت دو كفّه ترازو است، كه هر چه ایمانش افزوده شود بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى گردد.

 

5- قالَ الکاظم علیه السلام : إنَّ اللّهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللّهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَالْفارِغَ.5

خداوند انسان از انسان پرخواب و بی‌کار متنفر است.

 

6- قالَ الکاظم علیه السلام: التَّواضُعُ انْ تُعْطِیَ النّاسَ ما تُحِبُّ انْ تُعْطاهُ.6

تواضع و فروتنى آن است كه آن چه دوست دارى دیگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره دیگران انجام دهى.

 

7- قالَ الکاظم علیه السلام : لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ یَوْمٍ، فَإِنْ عَمِلَ حَسَنا إسْتَزادَ اللّهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَیِّئا إسْتَغْفَرَ اللّهَ وَ تابَ اِلَیْهِ.7

از شیعیان و دوستان ما نیست، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نیّاتش خوب بوده ، سعى كند بر آنها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نماید.

 

عرفان رجبی


 

1- تحف العقول : ص 213، بحارالا نوار: ج 1، ص 154، ضمن ح 30، و ج 75، ص 312، ضمن ح 1.

2- نزهة الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى : ص 123، ح 6.

3- بحارالا نوار: ج 98، ص 136، ح 76، مصباح المتهجّد شیخ طوسى : ص 735، ب 3.

4- تحف العقول : ص 301، بحارالا نوار: ج 78، ص 320، ضمن ح 3.

5- وسائل ج 17 ص 58 ح 4.

6- وسائل الشّیعة : ج 15، ص 273، ح 20497.

7- وسائل الشّیعة : ج 16، ص 95، ح 21074.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:11  توسط عرفان رجبی  | 

گذری کوتاه به زندگی امام کاظم علیه السلام


امام موسی کاظم (ع)

تاریخ تولد: آن حضرت روز یك شنبه ، هفتم ماه صفر، سال 128 هجرى قمرى  در روستائى به نام أبواء بین مكّه معظّمه و مدینه منوّره دیده به جهان گشود.

نام: موسى صلوات اللّه و سلامه علیه.

كنیه: ابوالحسن، ابوالحسن اوّل  ابوالحسن ماضى، ابوابراهیم، ابوعلىّ، ابواسماعیل ، ابواسحاق و... .

لقب: عبد صالح، كاظم، باب الحوائج، صابر، رجل، امین، عالم، زاهر، صالح، شیخ، وفىّ، نفس زكیّه، زین المجتهدین و... .

نقش انگشتر: حضرت داراى دو انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتیب عبارتند از: "حَسْبِیَ اللّهُ"، "المُلْكُ لِلّهِ وَحَدَهُ".

پدر: امام جعفر، صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم.

مادر: حمیده مصفّاة اندلسى، دختر صاعد بربرى.

دربان: محمّد بن فضل ، مفضّل بن عمر را گفته‌اند.

مدّت امامت: حضرت روز دوشنبه ، 25 شوّال ، سال 148 هجرى قمرى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش ، در 20سالگى منصب امامت و زعامت جامعه اسلامى را به عهده گرفت و تا سال 183 هجرى ، امامت آن حضرت به طول انجامید.

مدّت عمر: آن حضرت مدّت 20 سال و بنابر نَقلى 19 سال، هم زمان با پدر بزرگوارش و مدّت 35 سال پس از آن ادامه حیات داد كه جمعا 55 سال طبق مشهور، عمرى با بركت و پر از مشقّت را سپرى نمود، گرچه بعضى عمر آن حضرت را تا 58 سال نیز گفته‌اند.

علّت زندانى شدن: در آن سالى كه هارون الرّشید به سفر حجّ رفت و در كنار قبر حضرت رسول صلى الله علیه و آله جمعى از بنى هاشم و از آن جمله امام موسى كاظم علیه السلام را دید، كه جهت زیارت قبر آن حضرت حضور دارند.

هنگامى كه هارون الرّشید نزدیك قبر مطهّر رسید، گفت : "السّلام علیك یا رسول اللّه ! یا بنى عمّى!" یعنى؛ سلام بر تو اى رسول خدا!اى پسر عمویم. در همین حال، امام موسى كاظم علیه السلام جلو آمد و هنگامى كه نزدیك قبر مطهّر رسید؛ اظهار داشت: "السّلام علیك یا أبة!" یعنى ؛ سلام بر تو اى پدر.

هارون الرّشید با دیدن چنین صحنه‌اى ، چهره خود را درهم كشید و كینه و عداوت آن حضرت را بر دل گرفته و مصمّم بر تحقیر و قتل حضرت شد.

مضافا بر آن كه سخن چینان دنیاپرست و ریاست طلب - كه در هر زمان بوده و هستند - از موقعیّت سوء استفاده كرده و در هر فرصت مناسبى بر علیه آن حضرت نزد هارون بدگوئى و سخن چینى نموده و او را بر علیه حضرت ، تحریك مى كردند.

تا آن كه هارون به بغداد مراجعت كرده و دستور جلب آن حضرت را صادر كرد؛ و حضرتش را در بصره زندانى گرداند.

و چون مدّتى را در آن جا سپرى نمود، به بغداد منتقل شده ؛ و در زندانى مخوف و وحشتناك تحت انواع شكنجه هاى جسمى و روحى محبوس ‍ گردید.

عامل شهادت: بنابر مشهور حضرت توسّط سِندى بن شاهك ؛ و به دستور هارون الرّشید مسموم گردید؛ و در روز جمعه، 25 رجب ، سال 183 هجرى قمرى (4) در زندان بغداد به شهادت رسید؛ و جسد مطهّرش در قبرستان بنى هاشم كاظمین دفن گردید.

سلاطین هم عصر حضرت: دوران امامت آن حضرت هم زمان بود با حكومت منصور دوانیقى ، محمّد مهدى عبّاسى ، هادى عبّاسى ، هارون الرّشید.

تعداد فرزندان: مرحوم سیّد محسن امین رحمة اللّه علیه تعداد 18 پسر و 19 دختر از فرزندان امام موسى كاظم علیه السلام را نام برده است ؛ ولى بعضى دیگر گفته اند: آن حضرت داراى 37 دختر و 23 پسر بوده است .

نماز آن حضرت: دو ركعت است ، در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده مى شود.(5)

و پس از پایان سلام نماز، تسبیحات حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام گفته مى شود؛ و سپس حوائج و خواسته‌هاى خویش را از درگاه خداوند متعال تقاضا نموده ، كه ان شاء اللّه بر آورده خواهد شد.

 

عرفان رجبی


+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:10  توسط عرفان رجبی  | 

مرارت ها و شهادت‏ امام کاظم علیه السلام


نويسنده:علامه سيد محمد تقى مدرسى
رنجها و غمهاى امام موسى بن جعفر بعد از فاجعه كربلا، دردناكتروشديدتر از ساير ائمه‏عليهم السلام‏بود. هارون الرشيد همواره در كمين ايشان‏بود، امّا نمى‏توانست به آن‏حضرت آسيبى برساند. شايد او از ترس اينكه‏مبادا سپاهيانش در صف ياران آن‏حضرت درآيند، از فرستادن آنان براى‏دستگيرى وشهيد كردن امام خوددارى مى‏ورزيد، زيرا پنهانكاريى كه‏افراد مكتبى در اقدامات خود ملزم بدان بودند، موجب شده بود كه‏دستگاه حاكمه حتّى به نزديك‏ترين افراد خود اعتماد نكند. اين على بن‏يقطين وزير هارون الرشيد و آن يكى جعفر بن محمّد بن اشعث وزير ديگرهارون است كه هر دو شيعه بودند همچنين بزرگ‏ترين واليان وكارگزاران‏هارون در زمره هواخواهان اهل بيت‏عليهم السلام‏بودند. از اين‏رو بود كه هارون‏خود شخصاً به مدينه رفت تا امام كاظم را دستگير كند.نيروهاى مخصوص هارون به اضافه سپاهى از شعرا و علماى دربارى‏ومشاوران، او را در اين سفر همراهى مى‏كردند و ميليونها درهم و ديناراز اموالى كه از مردم به چپاول برده بود، با خود حمل مى‏كرد و به عنوان‏حق‏السكوت به اطرافيان خود در اين سفر بذل و بخشش مى‏نمود. و دراين ميان به رؤساى قبايل وبزرگان و چهره‏هاى سر شناس مخالف توجّه‏ورسيدگى بيشترى نشان مى‏داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:9  توسط عرفان رجبی  | 

خشى از اخلاق ، صفات و كرامات امام كاظم عليه السلام


نويسنده: محمد عطايي
ابن طلحه مى گويد (1) وى امامى (( جليل القدر، عظيم الشاءن و كثير التهجد )) بود. كسى كه در راه اجتهاد كوشا بود و كراماتى از او مشاهده شده و به عبادت مشهور و بر طاعات مواظب بود و شب را به سجده و قيام ، و روز را به صدقه و صيام ، سپرى مى كرد. و به دليل حلم زياد و گذشت فراوانش از تجاوزگران ، به آن جناب كاظم گفته اند در برابر كسى بدى كرده بود، نيكى مى كرد و بر آن كه جسارت ورزيده بود عفو و اغماض مى نمود. به خاطر عبادتهاى بسيارى وى را عبد صالح مى خواندند و در عراق به خاطر آنكه حاجت متوسلان به خداى تعالى را بر مى آورد، به باب الحوائج مشهور مى باشد، كراماتش باعث حيرت خردمندان گرديد از آن رو كه وى در پيشگاه خدا پايدار و استوار بوده است . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:8  توسط عرفان رجبی  | 

استراتژي مبارزه در سيره امام هفتم (ع)





به مناسبت 25 رجب سالروز شهادت امام موسي كاظم امام موسي بن جعفر(ع) همان راه و روشي را ادامه داد كه امام صادق(ع) درروبرو شدن با اجتماع، بر محور عمل و برنامه ريزي اتخاذ كرده بود. اين محورها عبارتند از:
محور نخستين: برنامه ريزي فكري و آگاهي دادن عقيدتي و چاره انديشي در روبرو شدن با عقايد منحرف و انگيزه ها و واپس گرائيهاي شعوبي و نژاد پرستي و عقايد مختلف ديني.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:7  توسط عرفان رجبی  | 

احياگر جنبش علمي امام صادق (ع)


نويسنده: عزيزالله حسيني


هفتم صفر سال 128 هجري آسمان «ابواء»- منطقه کوچکي ميان مکه و مدينه- با شکفتن گلي ديگر از گلستان امامت عطرآگين گشت. موسي کاظم(ع) از مادري به نام «حميده خاتون» از بهترين بانوان عصر خويش متولد شد و پرورش يافت؛ همان بزرگواري که امام باقر(ع) در زمان ازدواج فرزند گرامي شان امام صادق(ع) با وي فرموده بود: «تو بانوي بزرگواري هستي که هم در دنيا ستوده خواهي بود و مدح و فضايل و ملکات ايماني تو در آخرت بر سر زبانها خواهد بود». 
امام جعفر صادق(ع) ؛ پدر بزرگوار ايشان نيز امامي است که فرهنگ و ادبيات جهان تشيع با فرهنگ عملي آن امام همام گره خورده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:6  توسط عرفان رجبی  | 

هدايت سيره تربيتى امام کاظم (ع)


نويسنده: روزنامه کیهان


تربیت یکی از مهمترین مقوله های مطرح و قابل توجه برای تحصیل کمالات روحانی و نفسانی می باشد که اهل بیت علیهم السلام نیز به آن بسیار سفارش نموده اند. مسئله تربیت از همان نوزادی و چه بسا از دوران بارداری آغاز می گردد. 
اگر بخواهیم اجتماعی سالم و امن داشته باشیم باید فرزندان خویش را درست تربیت کنیم تا جامعه ای سالم و بانشاط داشته باشیم. امامان معصوم برای هدایت صحیح ما در طی این طریق، دستوراتی ارائه کرده اند که ما را در این مسیر پرفراز و نشیب دستگیری می کند. امام کاظم(ع) نیز جهت تربیت صحیح کودکان راهکارهایی توصیه کرده است که در مقاله حاضر به برخی از آنها اشاره می نماییم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:4  توسط عرفان رجبی  | 

اندیشه سیاسی امام موسی کاظم (ع)


نويسنده:سيد محمد ناظم زاده قمي

انديشه سياسي امام منبعث از وحي و خطابه‌ديني است و بر پايه "صبر و استقامت" استوار بود و ايشان مانند جد بزرگوارشان و بر اساس آيه شريف " فاستقم كما امرت " براي‌مبازره با حاكمان جابر عباسي و نيز اثبات حقانيت اهل‌بيت (ع) از دو عنصر صبر و استقامت بهره مي‌بردند. امام بر اساس سنت جد مكرمشان و برخورداري از دانش پدر بزرگوارشان به‌هدايت شيعيان مي‌پرداخت و در چالش مستقيم با حكومت غاصب قرار داشتند. امام كاظم (ع) در بين ائمه اطهار بيشترين چالش سياسي با حكومت را داشتند و در زمينه ‌مبارزه با حاكمان‌جور بخش‌اعظمي از عمر گرانمايه خود را در زندان بسر بردند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:3  توسط عرفان رجبی  | 

نگاهي به زندگاني امام كاظم (ع)





ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) و نهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد. 

چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت: 

در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد در”ارشاد” متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه فطحيه موسوم هستند. 
ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. 
ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 17:2  توسط عرفان رجبی  | 

ستاره ای دربند

به اذن حضرت زهرابعداز5روزتلاش این ویژه نامه هم آماده شد.

نصفش روامروزمیزارم نصفش هم فردا که وقت براخوندنش داشته باشین.

نظرات کم شده؟دوستانی هم که مشهدن ومایلنداین شباتومجالس بسیارعالی این شهرشرکت کنند تونظرات بگن آدرسوبراشون بزارم.


ضمنا تو این ویژه نامه دیگه خبری ازمداحی نیست چون وضع مالی ضعیفه ونمیتونم فضابخرم.انشاالله تاچندروز دیگه

میپردازم به مداحی.

دعافراموشتون نشه.

یاموسی بن جعفر   یاباب الحوائج

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 16:57  توسط عرفان رجبی  | 

هرکه داردهوس امام رضابسم الله

لیله المحیا شب عاشقان نجف شب بیست و هفتم رجب شبی که هرکه مریضش رابه نجف برساند شفایش بدست امیرالمومنین ع رد خور ندارد آه آه آه از فراق

 اما جامانده ها چه کنند؟میفرماید هرجور شده خودت رو به مشهدالرضا ع و به شب زیارتی و روز زیارتی مولای هشتم ع یعنی شب و روز بیست و هفت رجب المرجب برسان که طبیب دوار یدور بطبه آنجاست که زیارتش به فرمایش ثمر دلش جواد الائمه ع از زیارت کرب و بلا بالاتر است  

و پیش به سوی ندائی برای لبیک بدعوت امام رضا ع چون عرض کرد آقازیارت شما به قسمت است یا همت ؟ فرموده باشد : به هیچ کدام به دعوت است 

 چه خوش است دمی که به دعوت کریمی به باغ بهشتی اش میروی و بلبلان غزل خوان نغمه مدحش راسر دهند

 به به سحر های حرم آقا ورودی های باب الرضا ع باب الجواد ع شب های خواندن جامعه کبیره شب های کمیل شب های مدح سلطان ابوالحسن علی ابن موسی الرضا ع 

شب های گریه بر مدایح مناقب فضائل و مراثی آل الله علیهم صلوات الله

 شب های گریه بر اربابمون حسین ع و شب گریه بر خروجش از مدینه کنار غریب الغربا که فقط غریب حال غریب را میداند

 شب های گریه در شهادت مقعر فی قعر السجون آن زندانی مظلوم باب الحوائج موسی ابن جعفر ع و فقط کسانی که از آن حلوای تن تنانی نوش کرده اند به حرف دلم دست میابند

  شب های حرم و نغمه بلبل آستان سلطان سریر ارتزاق مولای رئوف و آنهم چه غزلخوانی حاج منصور ارضی


انشاالله قرارمون ازچهارشنبه شب ۱۶/۴/۸۹ الی شنبه شام مبعث ۱۹/۴/۸۹ که شاید بیشتر هم بشه 

صحن جمهوری اگر صحن جمهوری نبودیم در صحن جامع رضوی دعاگوئیم حدودا از ساعت۱نیمه شب به بعد

 البته حاج آقا مراسم های دیگری در مشهد دارند که  از جمله 

 شب شهادت و شام غریبان امام کاظم ع در حسینیه موسی ابن جعفر ع روبروی باب الجواد ع کوچه آیه الله آقا سید جواد خامنه ای که ازاذان مغرب برقراراست

  شب مبعث که در حسینیه مهدیان خ نادری دوازده ازاذان مغرب وعشاء برقرار است 

آقا شما رو به امام رضا علیه اسلام منو از دعای مخصوص فراموش نکنید 

 السلام علیک یامقعرفی قعرالسجون

السلام علیک یاسلطان علی بن موسی الرضاالمرتضی


فرداویژه نامه شهادت موسی بن جعفر باعنوان ستاره ای دربند روآپ میکنم. منتظرنظراتتون هستم

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 تیر1389ساعت 13:17  توسط عرفان رجبی  | 

نامه دختر شهید علمدار به پدرش


بابا مجتبی سلام  :

امیدوارم حالت خوب باشد. حال من خوب است، خوب خوب. یادش بخیر! آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم می آمدی.همیشه خبر آمدنت را خانم مربی به من می رساند: سیده زهرا علمدار! بیا بابات آمده دنبالت.

شهید علمدار

و تو در کنار راه پله مهد کودک می نشستی و لحظه ای بعد من در آغوشت بودم. اول مقنعه سفیدم را به تو می دادم و با حوصله ای بیاد ماندنی آن را بر سرم می گذاشتی و بعد بند کفش هایم را می بستی و در آخر، دست در دستان هم بسوی خانه می آمدیم و با مامان سر سفره ناهار می نشستیم و چه بامزه بود.

راستی بابا چقدر خوب است نامه نوشتن برایت و بعد از آن با صدای بلند، رو به روی عکس تو ایستادن و خواندن؛ انگار آدم سبک می شود. مادر می گوید: بابا خیلی مهربان بود،اما خدا از او مهربانتر است و من می خواهم بعد از این نامه ای برای خدا بنویسم و به او بگویم که می خواهم تا آخر آخر با او دوست باشم و اصلاً باهاش قهر نکنم. اگر موفق شوم به همه بچه ها خواهم گفت که با خدا دوست باشند و فقط با او درد دل کنند. مادر بزرگ می گوید هرچه می خواهی از خدا بخواه و من از خدا می خواهم که پدر مردم ایران حضرت آیت ا.. خامنه ای را تا انقلاب مهدی(عج) محافظت فرماید و دستان پر مهر پدرانه اش همیشه بر سرِ ما فرزندان شهدا مستدام باشد.

ان شا ا.. ، خدانگهدار– دخترت سیده زهرا


شهداشرمنده ایم                         شهداشرمنده ایم

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 تیر1389ساعت 13:19  توسط عرفان رجبی  | 

سلامی دیگر

سلام من برگشتم ازکربلا.

جای همتون خالی دعاگوتون بودم.

این شباهم مشهدچه صفاییه.ایام مبعث همه مداحامیان مشهد.

خوب بیان تعریف کنین ببینم تواین یه هفته چطوربوده وبلاگ؟

داش سعیدمون گل کاشته؟مطالب من چطوربود؟

منتظرنظراتون هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 تیر1389ساعت 1:44  توسط عرفان رجبی  | 

اگربارگران بودیم رفتیم

باسلام خدمت دوستان .

واقعاممنونم که تو این یه هفته به وبلاگ سرزدید وبانظرای قشنگتون خیلی دلگرمم کردید.

امیدوارم مطالب براتون مفیدبوده باشه(اگرچه یه کم حجمش زیادبود وشایدوقت نکردین بخونین)

فردا عرفان عزیز برمیگرده از سفرکربلا وامیدوارم به یادمون بوده باشه.

ازفرداخودش کار وبلاگو به دست میگیره وبراتون مینویسه.

تو این مدت چندتااشکال بود که بانظراتون احترام گذاشتم وبرطرفشون کردم.

درنهایت امیدوارم راضی باشین و حق امانتداری رو انجام داده باشم.

ضمنا معذرت میخوام قرارنبودمن چیزی ازخودم بنویسم ولی دیدم تو این دو سه روز وبلاگ آپ بشه بهتره.

براهمینم اون مقاله ناچیزرونوشتم.

براهمتون آرزوی سلامتی میکنم ودعامیکنم هرچه زودترمشرف بشین مشهد وزیارت امام رضااونم تواین شبا .

برام دعاکنید.یاعلی مدد .انشاالله هممون جزءرجبیون باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه 12 تیر1389ساعت 0:46  توسط عرفان رجبی  | 

جادو و جنبل در جام جهانی!

این روزها مثل خیلی از فوتبالی ها کمابیش اخبار مربوط به جام جهانی 2010 را دنبال می کنم. در یکی از همین خبرها شنیدم که در آفریقا با شروع مسابقات جام جهانی، بازار رمالی و جادوگری هم داغ و پررونق شده است.

هشت پای جادوگر

خبری دیگر حاکی از پیشگویی های یک هشت پای فوتبال دوستی(!) است که گفته می شود با آینه هشت وجهی مرموزش در بازی‌های جام یوفا در سال ۲۰۰۸ نتایج ۸۰ درصد از بازی‌های تیم ملی آلمان را به درستی پیش‌گویی کرده است. این مهمان اسرارآمیز آکواریم شهر اوبرهاوزن ضمنا به درستی پیش‌گویی کرده بود که آلمان در مصاف با تیم ملی انگلیس پیروز خواهد شد و به یک چهارم نهایی جام جهانی ۲۰۱۰ صعود خواهد کرد!

 

از آفریقا و ینگه دنیا که بگذریم در همین کشور عزیز خودمان هم به محض اینکه لیگی برگزار می شود می بینیم که پای جادوگر به نوعی به میانه میدان باز می شود، و حتی می شنویم که پاره ای از هواداران یا اسپانسرهای برخی تیم ها، دست به دامان این گونه افراد سوداگر شده و به این اجی مجی ها دلخوش می دارند و... خلاصه، روزی نیست که از این رسانه و آن خبرگزاری منتشر نشود که مثلا فلان جادوگر، بهمان تیم را طلسم کرده است و این حرفها.

عقیده به جاودگری البته در کشور سنت زده ای چون آفریقا که در سیستم اجتماعی شان، تعدد ادیان و باور به ارباب و آداب و رسومات کهن، ریشه ای بومی و دیرینه دارد عجیب نمی نماید، عجیب تر این است که در کشوری همچون ایران با چنین صبغه مذهب و دیرینه ای، اینگونه باورها در ذهن و زبان توده مردم، بی هیچ مقاومتی رسوخ می یابد.

شاید پنداری که این سیاه قلم، از همین ابتدا، اصل بنا را گذاشته است بر مبنای انکار پدیده ای به نام جادوگری.

نه اتفاقا، به عکس، می خواهم در این چند پاره خط  بر این حقیقت پای بفشرم که واقعیتی به نام سحر و جادو حتما وجود دارد؛ اما نه به این شکل و ساختار، و نه با این باورهای اپیدمی شده خرافی زده.

آیا این آسمون ریسمون بافی‌ها، این تردستی‌ها، این چشم بندی‌ها، این در بند دمیدن‌ها، این نخود برچیدن‌ها، این شامورتی بازی‌ها، و این نمی دونم چه‌ها را می توان به حساب سحر و جادوی اثرگذار در عالم امکان گذاشت؟

بگذارید همینجا، از قرآن مدد بگیرم و سخنم را مبرهن کنم.

رب جلیل در سوره بقره آیه 102 تکلیف ما را با سحر و جادو مشخص کرده است. در این کریمه می فرماید که « شیاطین به مردم سحر می آموختند.» خب این یعنی چی؟

روشن است. سحر آموختنی است پس واقعیت دارد، و اصلا تعلیم و تعلم مسبوق به فرض واقعیت است و مگر می شود چیزی را آموخت که نیست؟

در ادامه همین شریفه می گوید: «شیطان [صفت‏]ها [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابِل فرو فرستاده شده بود [پیروى كردند]، با اینكه آن دو [فرشته‏] هیچ كس را تعلیم [سحر] نمى‏كردند مگر آنكه [قبلًا به او] مى‏گفتند: «ما [وسیله‏] آزمایشى [براى شما] هستیم، پس زنهار كافر نشوى.» و [لى‏] آنها از آن دو [فرشته‏] چیزهایى مى‏آموختند كه به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفكنند.»

هاروت و ماروت – بنا بر نقل روایات – دو فرشته ای بودنند که مردمان را به سلاح سحر تعلیم و تجهیز می کردند؛ نه برای ذات این علم که برای ابطال سحر ساحران.

نتیجه اما چه شد؟ هیچ! باز شیادان و شیطان صفتان دست به کار شدند و این علم را فرا گرفته اند برای پیشبرد اهداف شوم خودشان همچون ایجاد اختلاف میان زن و شوهر(فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ...)

داستان موسی و جریان جادوی ساحران فرعون را هم که لابد شنیده اید. قرآن افسونگری سحره فرعون را چنین باز می گوید: فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْیُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِیمٍ

چون [ریسمان ها را] افکندند ، دیدگان مردم را جادو کردند و آنان را ترسانیدند و جادویی عظیم آوردند.

اینجا قرآن، سحر را متصف به وصف "عظیم" کرده و پیداست که امر عدمی را نمی توان موصوف به کوچکی و بزرگی کرد.

خب! حال اگر واقعیتی به نام سحر و جادو را بپذیری، طبیعی ترین سوالی که بی درنگ به ذهن تو هجوم خواهد آورد این است که آیا افسون جادوگر خارج از حوزه وجودی اش در دیگر اشیاء عالم هم اثر می کند یا نه؟ اگر آری! مکانیزم و نحوه تاثیرش چگونه است؟ در اعیان، اجسام و ظواهر وجودات خارجی تاثیر می کند یا در اذهان، روان و تخیلات آدمیان و بواطن اشیاء؟

برای پاسخ اجمالی به این سوال باز به سراغ قرآن برویم، ببینیم رهاوردمان از این کتاب آسمانی چه خواهد بود؟

در سوره فلق، کریمه چهارم می خوانیم: و من شر النفاثات فی العقد؛ یعنی ای پیامبر بگو پناه می برم به خدا از شر جادوگران زنی که در بندها می دمند.

"نفاثات" از ریشه "نفث" به معنی ریختن اندکی از آب دهان به بیرون است و چون این کار معمولا با دمیدن همراه است آن را به معنی "نفخ" نیز گرفته اند. این معنای لغوی کلمه بود ولی کثیری از مفسران این واژه را عبارت می دانند از زنان جادوگری  که برای افسون دیگران در بندها و ریسمان های خود می‌دمند.

جهت استنادم به آیه یاد شده این است که سحر حتما دارای تاثیر بیرونی است و الا معنا ندارد که خداوند رسولش را امر فرماید به استعاذه آن هم از چیزی که هیچگونه اثر تهدیدآمیزی نسبت به او ندارد.

اصل سخن در دایره تاثیر است و کیفیت آن.

به گمانم علامه طباطبایی_علیه الرحمة- در تبیین این مساله موفقتر از دیگران است لذا چکیده سخن علامه را اینجا می آورم:

بسیاری از اینگونه خوارق عادت که در آنها تردیدی هم نیست بواسطه تمرین و اعتیاد ممکن می شود. اینها اکثرا علت طبیعی دارند ولی این علت ها از چشم مردم پنهان است مثل کسی که داخل اتش می رود و بدنش نمی سوزد چرا که دارویی طلق مانند به خود مالیده تا نسوزد. بسیاری دیگر با سرعت حرکتی که بیننده آن را تشخیص نمی دهد انجام می پذیرد مانند تردستی شعبده بازان.

عقیده به جادوگری البته در کشور سنت زده ای چون آفریقا که در سیستم اجتماعی شان، تعدد ادیان و باور به ارباب و آداب و رسومات کهن، ریشه ای بومی و دیرینه دارد عجیب نمی نماید، عجیب تر این است که در کشوری همچون ایران با چنین صبغه مذهب و دیرینه ای، اینگونه باورها در ذهن و زبان توده مردم، بی هیچ مقاومتی رسوخ می یابد

علاوه بر آنچه گذشت، کارهای خارق العاده‌ی دیگری هم هست که مستند به اسباب طبییعی نیست مانند غیبگویی خاصه پیشگویی یا ایجاد محبت و دشمنی و گشودن گره ها، یا خواب بندی و احضار روح و حرکت دادن اشیاء و از این دست.

اگر دقت کنیم در می یابیم که این گونه کارها، مستند به قوت اراده ، و شدت ایمان به تاثیر اراده است ، چون اراده تابع علم و ایمان قبلى است ، هر چه ایمان آدمى به تاثیر اراده بیشتر شد اراده هم مؤثرتر می‌شود، گاهى این ایمان و علم بدون هیچ قید و شرطى پیدا می شود، و گاهى در صورت وجود شرائطى مخصوص دست می دهد، مثل ایمان به اینکه اگر فلان خط مخصوص را با مدادى مخصوص و در مکانى مخصوص بنویسیم ، باعث فلان نوع محبت و دشمنى می شود، و یا اگر آینه اى را در برابر طفلى مخصوص قرار دهیم ، روح فلانى احضار مى گردد، و یا اگر فلان افسون مخصوص را بخوانیم ، آن روح حاضر می‌شود، و از این قبیل قید و شرطها که در حقیقت شرط پیدا شدن اراده فاعل است ، پس وقتى علم بحد تمام و کمال رسید، و قطعى گردید، به حواس ظاهر انسان، حس درک و مشاهده آن امر قطعى را می‌دهد، تو گوئى چشم آن را مى بیند، و گوش آن را مى شنود...و از همین باب تلقین است که در تواریخ مى خوانیم : بعضى از اطباء امراض کشنده اى را معالجه کرده اند، یعنى بمریض قبولانده اند که تو هیچ مرضى ندارى ، و او هم باورش شده ، و بهبود یافته است . بنابراین اگر اراده انسان قوى شد، ممکن است که در غیر انسان هم اثر بگذارد، به این معنا که اراده صاحب اراده در دیگران که هیچ اراده اى ندارند اثر بگذارد.

جادو در فوتبال

از فرمایش حضرت علامه، دو نتیجه مهم می توان استخراج کرد یکی این که امور خارق العاده دائر مدار قدرت اراده است، که اراده نیز مراتبى از شدت و ضعف دارد، و ممکن است بعضى از اراده ها اثر بعضى دیگر را خنثى سازد و دیگر آن که دامنه تاثیر جادوی ساحران، صرفا روان افراد و تخیلات سحر شوندگان است.

گیرم قبول که جادو جنبل همیشه موهوم نیست و می تواند خاستگاه واقعی و تاثیر بیرونی هم داشته باشد، اما آیا این آسمون ریسمون بافی‌ها، این تردستی‌ها، این چشم بندی‌ها، این در بند دمیدن‌ها، این نخود برچیدن‌ها، این شامورتی بازی‌ها، و این نمی دونم چه‌ها را می توان به حساب سحر و جادوی اثرگذار در عالم امکان گذاشت؟

آنچه ما در جامعه امروز شاهد آن هستیم بیشتر از نوع اول و دوم است یعنی اموری که شگفت می نمایند تنها به این دلیل که علت مادی آنها از چشم مردم پوشیده است.

انسانهای ساده لوح، ضعیف النفس و زود باور زمینه فراهمتری برای سحر و جادو داشته و طعمه فربه ای برای اهل سحر به شمار می روند.

در موارد نادری هم که اتفاق پیشگویی تا حدودی درست از آب در می آید، به مدد جن هایی است که ساحران آنها را به تسخیر در می آورند، و تسخیر جن هم از عهده هر کسی بر نمی آید و حتی حرفه ای ترین جادوگران نیز تنها قادرند که اجنه ضعیف النفس، ساده و ترسو را تهدید و مسخر کنند، جنیان عاقل هیچگاه به دام این شیادان در نمی افتند. تازه این جنیان ضعیف النفس نیز از آنجا که از این تسخیر ناراحتند، هر جا که بتوانند به مسخران خود ضربه می زنند و گاه دروغ ها و اباطیلی ردیف کرده و به خورد ایشان می دهد.

 

نتایج:

از آنچه معروض افتاد نتایجی چند زاییده می شود:

یکم: امور خارق العاده یا واقعی اند یا واقع نما؛ دسته دوم دارای علت طبیعی اما ناپیدا هستند.

دوم: برخی امور خارق العاده دارای علت ماوراء طبیعی و الهی اند که این چنین اموری اغلب از نفوس مهذب و به اذن و اراده الهی رخ می دهد مانند معجزات پیامبران و کرامات اولیاء خدا.

سوم: سحر و جادو امری واقعی است.

چهارم: دایره تاثیر فعل جادوگر، حوزه خیال و نفس آدمی است و نه جسم او.( این تاثیر بالذات روی نفس است و نه جسم اگر چه ممکن است به واسطه اتحاد و درهم تنیدگی روح و جسم، رابطه تاثیر و تاثر میان این دو نیز جاری شود).

پنجم: می توان با تسلط بر تخیلات راه نفوذ سحر و جادو را بست.

ششم: انسانهای ساده لوح، ضعیف النفس و زود باور زمینه فراهمتری برای سحر و جادو داشته و طعمه فربه ای برای اهل سحر به شمار می روند.

هفتم و آخر اینکه به موجب شریفه " و ما یفلح الساحر حیث اتی" ساحر هر کجا رود روی رستگاری نمی بیند و نیز شریفه "وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ" سحر ساحر به جایی نمی رسد مگر آنکه خدا بخواهد(که در این صورت نیز ساحر صرفا ابزاری برای تحقق آن "قدر"ی است که در انتظار آدمیان بوده است)


نوشته‌ی:سعیدکمالی_مدیرموقت وبلاگ

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 تیر1389ساعت 22:19  توسط عرفان رجبی  | 

شکوه صبر و شکیب (قطعه ادبی)


وفات حضرت زینب سلام الله علیها

ای زینب علیهاالسلام ! مگر سجاد علیه‏السلام از دریای بی‏کران علم و فهم تو چه امواجی را دیده و در سخنت چه چیزی را یافت که تو را «عالِمه غیر مُعلَّمه» خواند؟

که تو را آموخت تا در بزم غرور و مستی دشمن، جسارت او را که می‏خواست شخصیّت ابراهیمی تو را در هم شکند و قامت رسای تو را خم کند، با جمله «ما رَأَیْتُ اِلاّ جَمِیلاً» پاسخ گویی؟

ای حامل فصاحت و صراحت علی! تو با ذوالفقار بیانت بر اهریمن زبون نواختی و در میدان شهامت تاختی تا به آن جا که پرده از گذشته ننگین بنی امیه برداشتی و چهره کریه آنها را به جهانیان نشان دادی.

ای زینت پدر و مونس مادر! چه منزلت و شخصیّتی داری که خدا نام تو را برگزید و بر لوح محفوظ نگاشت.

ای زینب علیهاالسلام ! ای خورشید روز و ماه شب کربلا! با چه شکوه و جلالی طلوع کردی؟ حسین علیه‏السلام در نماز تو چه دیده بود که در آخرین دیدار فرمود: «خواهرم! در نماز شبت مرا از یاد نبر»؟

ای مظهر کبریایی خدا و جلوه تمام نمای حق تعالی! تو در نماز عشق، با خدا چه گفتی که در عبادت چنان شیفته و شیدا بودی که هیچ درد و رنجی تو را از بندگی و عشق‏ورزی به خدا باز نمی‏داشت؟

ای شکوه صبر و شکیب! تو آن دریای خون و حسین علیه‏السلام را در میان آن غوطه‏ور دیدی و رو به آسمان کردی و با خدای خویش چنین گفتی: «اللّهم تَقَبَّل مِنّا هذا القُربان»

تو در سیمای حسین علیه‏السلام آن محبوب دل آرایت، چه دیده بودی که هر لحظه جمال و جلال او را می‏نگریستی و حتّی در دوران کودکی‏ات جز در آغوش او آرام نمی‏گرفتی؟

 

حمزه کریم‏خانی

تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 تیر1389ساعت 11:13  توسط عرفان رجبی  | 

بانوی لاله ها


حضرت زینب كبری سلام الله

تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی ! اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟

الگوی یاس بانوانِ لاله مذهب

سروقامتی سایه گستر

تو هستی آینه ی تمام نمای امیر و سرور مومنان

با تو می شود پیام عبودیت را از اباعبدالله (پدر بندگان و بندگی خداوند) کامل یافت

 

تو آیینه باشی و نتوان پدر را در تو دریابید ؟!

تو پیام رسان باشی و من از دیگران پیام طلب کنم ؟!

تو الگو باشی و من نمونه ی زیستنم را در غیر تو جستجو نمایم ؟

 

تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!

تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟ چگونه الگوی اطاعت از امامم را از تو درنیافتم !؟

تو غافله سالار باشی و مطیع ؟ اما من در ارزوی غافله سالاری و مطاع بودن باشم !

تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی ! اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟

تو تنها باشی و من به یاریِ پیام رسانی ات نیایم !؟ تنها و استوار بمانی و من از تنهایی در این روزگار زودگذر بنالم ؟

نمی دانم چگونه ؟

 

اما یاری ام کن !

 

تو خود بهتر می دانی چگونه به فریادم برسی

کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم

یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی

 

بشناسمش

او را بباورم

به دنبالش حرکت کنم

فرمانش را اطاعت کنم

و برای یاری اش به پا خیزم

 

 

محمدعلی دزفولی

تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 تیر1389ساعت 11:12  توسط عرفان رجبی  | 

چکامه خون


حضرت زینب كبری سلام الله

بخوان چکامه ی خون را زبان به کام نگیر

بخوان اگر چه ببارند بر سرت شمشیر

به خون نشسته نگاهت اگر صبور بزرگ !

وگر که داغ تو را کرده است یک شبه پیر

چقدر شعله ی صبرت قشنگ می رقصد

ودرد را چه بزرگانه می کنی تحقیر

ببار خواهر غمدیده هُرم آهت را

کنار پیکر خونین شیر های د لیر

بگو به گریه نشسته ست آب و آتش و خاک

بگو که آه شقایق شده ست دامنگیر

بگو فرات ، خجالت زده ست از رویت

بگو که پیش تو کوچک شده ست خنجر وتیر

چقدر چشم تو همرنگ لاله ها شده است

گرفته از تب آن چشم آسمان تأثیر

غزل گریستمت باز زخم جاری شد

بیا ودست دلم را به رسم لطف بگیر

 

 

 

سیده زهرا بصارتی

تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 تیر1389ساعت 11:9  توسط عرفان رجبی  | 

با دست بسته


میلاد حضرت زینب كبری سلام الله

با دست بسته هست ولی دست بسته نیست

گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

 

هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود

زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

 

رنج سفر ،خطر، غم بازار،چشم شوم

داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست

 

حتی اگر به صورت او سنگ می خورد

هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست

 

مجید تال

تنظیم:عرفان رجبی

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 تیر1389ساعت 11:8  توسط عرفان رجبی  | 

سلام علی قلب الزینب الصبور

من هم به نوبه ی خود این شب جانگدازروبه امام زمان تسلیت میگم.

بچه هاامشب عرفان کربلاست وماجاموندیم.خوش به حال اونایی که الان کربلان.

امیدوارم این۹ژست ویژه نامه مفیدباشه براتون.

بقیشو به همراه مداحیهای ویژه بااجازه فردابراتون میزارم.

امیدوارم بانظرات خودتون بازم منودلگرم کنید.

درضمن یک خواهش لطفاحتمادرنظرسنجی وبلاگ شرکت کنید.فقط یه کلیک لازم داره.خیلی مهمه.

السلام علی ام المصائب زینب کبری

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:50  توسط عرفان رجبی  | 

تاریخ زن آبرو می گیرد

میلاد حضرت زینب كبری سلام الله

پلک صبوری می گشایی

و چشم حماسه ها

روشن می شود

کدام سر انگشت پنهانی

زخمه به تار صوتی تو می زند

که آهنگ خشم صبورت

عیش مغروران را

منغص می کند

می دانیم

تو نایب آن حنجره ی مشبّکی

که به تاراج زوبین رفت

و دلت

مهمانسرای داغ های رشید است

 ای زن !

 قرآن بخوان

 تا مردانگی بماند

 قرآن بخوان

 به نیابت کل آن سی جزء

 که با سر انگشت نیزه

 ورق خورد

 قرآن بخوان

 و تجوید تازه را

 به تاریخ بیاموز

 و ما را

 به روایت پانزدهم

 معرفی کن

 قرآن بخوان

 تا طبل هلهله

 از های و هوی بیفتد

 خیزران٬

 عاجزتر از آن است

 که عصای دست

 شکستهای بزک شده باشد

**** ***

 شاعران بیچاره

 شاعران درمانده

 شاعران مضطر

 با نام تو چه کردند ؟

***** ***

 تاریخ ِ زن

 آبرو می گیرد

 وقتی پلک صبوری می گشایی

 و نام حماسی ات

 بر پیشانی دو جبهه ی نورانی می درخشد :

                                                                زینب !

 

شاعر: زنده یاد سید حسن حسینی

تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:46  توسط عرفان رجبی  | 

پیامک های زینبی

حضرت زینب كبری سلام الله

گرچه میدانم به نیش طعنه سنگم می زنید

باز می گویم خدا هم مبتلای زینب (س) است

 

سوگند بر شكوه دل مرتضایی‌اش

بر جلوه‌های حیدری‌اش مجتبایی‌اش

سوگند بر تقدس كرب و بلایی‌اش

بر ریشه‌های چادر سبز خدایی‌اش

سوگند بر نماز شب كبریایی‌اش

تا روز حشر كعبه ایثار زینب است

آسمان عشق را یک کوکب است       

 

عشق اگر عشق است عشق زینب است

صبح ازل طلیعه ایّام زینب است  

پاینده تا به شام ابد نام زینب است

در راه دین لباس شهامت چو دوختند  

زیبنده آن لباس بر اندام زینب است

 

سرشارترین شعر خدایی؛ زینب

اسطورۀ طاقت و حیایی؛ زینب

تو زینت نقطه‌های بسم‌الله‌ وُ

تفسیر فصیح کربلایی؛ زینب

سر قافله شام بلایى زینب

تو شیر زن کرب و بلایى زینب

 

نون و قلم‌نبی ست و ما یسترون حسین

طاق فلك علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یك قیامت‌ست هم الغالبون حسین

(در این قیام نقطه پرگار زینب است )

 

در عصر به خون نشسته ی عاشورا

سرچشمه اى از صبر خدایى زینب

ای کاش فراغتی فراهم می شد

از وسعت دردهای تو کم می شد

این بار مصیبتی که بر شانه توست

ایوب اگر داشت قدش خم می شد

 

سردار سرسپرده جولان عشق كیست

تنها امیر فاتح میدان عشق كیست

عشق است حسین و گوش بفرمان عشق كیست

روح دمیده بر تن بی‌جان عشق كیست

(اذن دخول در حرم یار زینب است )

منصوره نرفته سر دار زینب است

 

اگر مقیاس كربلا نبود و اگر زینب(س) نبود چه بسیار مردان و زنانی كه در نیمه‌ی راه باز می‌ماندند.

- صبر زینب یك شورش بر اساس حیاتی معقول است كه همواره در بحرانی‌ترین شرایط، بهترین جهت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته كرده و عالمی را درس داده است.

- بانویی كه وقتی بر عمرسعد خطابه میخواند, مصیبت را بزرگتر از فهم و عقل او میشمرد.

- زمانی كه فقط خود اوست و خدا و كشتهی غرقه به خونش، دستان خود را به زیر آن پاره پاره تن میبرد و تمام وجودش غرق در محبت و معرفت به خداوند التماس میكند: «ربنا تقبل منا هذا القربان»

- این ایمان و باور است كه زینب را به چنان صبوری فرامیخواند و صبوری او عین علم اوست.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:44  توسط عرفان رجبی  | 

گزیده ای از احادیث حضرت زینب (سلام الله علیها)

 حضرت زینب كبری سلام الله

وسیله ارتباط خلق و خالق

ابوبکر با این سند: محمد بن زکریا، جعفر بن محمد بن عماره‏ کندى، پدرش، حسین بن صالح، از حضرت ‏زینب علیهاالسلام دختر على علیه‌السلام روایت کرد که زینب علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیها السلام: … و نحن وسیلته فى ‏خلقه و نحن خاصته و محل ‏قدسه و نحن حجته فى غیبه و نحن ورثه انبیائه…»

یعنی: «ما وسیله ‏ارتباط خدا با مخلوق‏هاى او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکى‏ها، ما راهنماهاى روشن خداییم و وارث پیامبران اوهستیم‏». 1

 

بهشت جایگاه شیعیان

ابى‏حجاف (از محمد بن عمر بن حسن)، از زینب، به نقل از فاطمه علیهاالسلام و اشجع، بلید بن سلیمان (از ابى ‏حجاج، محمد بن عمرو هاشمى) از زینب دختر على علیه‌السلام نقل کرد که فاطمه علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام : ان رسول الله قال لعلى اما انک یابن ‏ابى‏طالب و شیعتک فى ‏الجنه‏» «و سیجى‏ء اقوام ینتحلون حبک ثم‏ یمرقون من الاسلام کما یمرق السهم من الرمیه.»

یعنی: رسول خدا به‏ على علیه ‌السلام فرمود: «اى پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت‏اند و به زودى قومى مى‏آیند که از دوستى تو سخن مى‏گویند. آنگاه از اسلام فرار مى‏کنند. مانند پرت شدن تیر از کمان.» 2

دوستى آل محمد صلى الله علیه و آله و سلم

روایتى مشهور به «فاطمیات‏» در باب دوست داشتن آل محمد که با این اسناد نقل شده است: «… عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسین زین العابدین علیه‌ السلام عن‏ فاطمه بنت ابى عبد الله الحسین علیه ‌السلام عن زینب بنت امیر المؤمنین علیه‌السلام عن فاطمه بنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قالت: الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا»

یعنی:«آگاه باشید هر کسى که ‏بر دوستى آل محمد بمیرد، شهید است.» 3

 

تنظیم: عرفان رجبی


مشارق انوار الیقین، ص ۵۱

مناقب الخارزمی، ص ۲۵۷

اثبات الهداة، ج۲

نوشته:ابراهیم قلی پور

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:40  توسط عرفان رجبی  | 

بزرگ پرستار تاریخ

حضرت زینب

زینب (سلام الله علیها) شخصیت بزرگی است كه وجودش در تاریخ به زن بودن «معنا» بخشید! تجسمی از شجاعت و صبر بود و معلمی برای پاكدامنی نیز الگویی برای پیروان ولایت و رهبری.

شخصیت والای این بانوی گرانقدر از كودكی او شكل می گیرد; آن زمانی كه دختران هم سن و سال او بازی را تجربه می كنند او مصیبت و رنج و صبر را می آموزد. گویی از همان آغاز راه در برابر توفان تازیانه غم ها و رنج ها قرار می گیرد تا بتواند روزی به تنهایی همه درد و رنج هستی را بردوش كشد!

زینب ـ سلام الله علیها ـ كسی است كه سنگ صبور اسیرانی بود كه زیر سنگینی بار غم خرد شده اند. اما هرگز به روی خود نمی آورد و به پرستاری از این قافله درد كشیده می پردازد و همزمان از حریم «امامت» دفاع می كند...

زاد روز فرخنده او را «روز پرستار» نام نهاده اند و چه مناسبت پرشكوهی! پرستاران جامعه ما با الگو قراردادن آن زن نمونه ایثار و فداكاری را از او می آموزند و می كوشند تا زینب وار زندگی كنند. این روز بزرگ را به پرستاران كشور عزیزمان ایران اسلامی تبریك می گوییم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:39  توسط عرفان رجبی  | 

زینب (س) و صبر كربلا در دو نگاه ـ زینب و دو مخاطب

وفات حضرت زینب كبری سلام الله

صبر

خداوند برای خصوصیات و ویژگی های اخلاقی ، الگوهایی در عالم تعبیه فرموده كه هر كس ، در هر كجا با نظر به اُفق بلند الگو ، بتواند خود را در مسیر جاذبیت آن قرار دهد و به طور مداوم و به عشق رسیدن به سرحدّات الگو از تكاپو و تلاش باز نایستد.

صبر در متون دینی دارای سه شعبه می باشد: صبر در مصیبت ، صبر در طاعت و صبر بر معصیت.

جهان آدمیزادگان بدون درد و رنج متصور نیست. پیمانه ی هر كسی تا بدانجا كه گنجایش و وسع داشته باشد، با گرفتاریها در هم آمیخته است؛ (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ ) 1

مصیبت ها كیمیا صفت، مس وجود آدمیان را به طلا مبدل می كنند، ولی اگر مقیاس كربلا نبود و اگر زینب(س) نبود چه بسیار مردان و زنانی كه در نیمهء راه باز می ماندند. كربلا تا قیامت مقیاس همگان است تا گرفتاری ها و مشقات خود را با آن توزین كرده و از فشار روحی بر خود بكاهند.

اما صبر چیست؟ صبر در چنان موضعی نشستن حالتی در آدمی است كه در اولین مواجهه اش با گرفتاری بتواند تعادل روحی خود را بازیابد و آن گاه واكنش مناسب و به جا اتخاذ نماید.

بسیاری از مردم در دو حالت ، فرصت های گرانبها را از كف داده اند ؛ یكی در هیجانات شادی آور مفرط و دیگری در اوج غم های جان فزا. صبر بهترین وسیله برای رسیدن به موازنهء روانی و استفاده از فرصت ها در این دو حالت است ولی زینب(س) به بهترین شكل از فرصت ها بهره جست. برای بیان این منظور كلام خود را با استمداد از تاریخ توسعه می دهیم:

در بیان صبر بر معصیت كلام را طولانی نمی كنیم كه زینب سرشار از شراب طهور محبت و صاحب ولایت است و این مقام با هیچ گناهی جمع نمی گردد كه فرمود: (لاینال عهدی الظالمین)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:38  توسط عرفان رجبی  | 

القاب پنچاه گانه حضرت زینب (س)

حضرت زینب علیها السلام

زینب در لغت به معناى درخت نیكو منظر آمده و مخفف "زین و اَب" یعنى زینت پدر.

هنگامى كه زینب علیها السلام متولد شد مادرش حضرت زهرا علیها السلام او را نزد پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام آورده گفتند: این نوزاد را نامگذارى كنید!

حضرت فرمودند: من از رسول خدا جلو نمى‏افتم در این ایام حضرت رسول صلى الله علیه وآله در مسافرت بودند، پس از مراجعت از سفر امیرالمؤمنین به حضرت عرض كردند: یا رسول الله صلى الله علیه وآله نامى براى نوزاد انتخاب كنید. رسول خدا فرمودند: من به پروردگارم سبقت نمى‏گیرم. در این هنگام جبرئیل فرود آمده سلام خداوند بزرگ را به پیامبر ابلاغ فرمود و گفت: نام این نوزاد را زینب بگذارید! خداوند این نام را براى او برگزیده است. بعد مصائب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله گریست و فرمود: هر كس براى این دختر بگرید مانند كسى است كه براى برادرانش حسن و حسین علیهم السلام گریسته باشند.

 

و اما پاره ای از القاب این بانوی بزرگ چنین است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:37  توسط عرفان رجبی  | 

قبر حضرت زینب (س) کجاست؟

ولادت حضرت زینب (س)

یکى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مکان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در کشورهاى مختلف است.

از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانى دارد.

1- قبرى که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکى دمشق، پایتخت فعلى کشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى که جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مکان را زیارت مى‏کنند.

2-  محلى که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.

3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

 

مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى 1، و دیگران احتمال شام را تقویت کرده‏اند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد کرده و با قرائن و شواهدى اثبات کرده است که حضرت زینب کبرى علیها السلام در شام دفن شده است.

براى هر یک از این سه احتمال دلائلى ذکر شده است که به بیان هر یک و نقد آن‏ خواهیم پرداخت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:35  توسط عرفان رجبی  | 

زینب (س) و برجسته ترین صفات

حضرت زینب علیها السلام

 بزرگی هر كس را می توان از بزرگی مسؤولیت هایش باز شناخت و آن مسؤولیتی كه به عهده عقیله هاشمین بود؛ نسخه ی بدل رسالت و پیام آوری بود. تمام شامات دین ورزی خود را مدیون زینب اند. همچنان كه روح مودّت آل رسول و رواج مكتب تشیع در آن بلاد بر اساس روشنگری های اوست.

این مسؤولیت سنگین ویژگی های فوق العاده ای می طلبد كه همه آن ها به تمام معنا در اقالیم وجود زینب كبری حضور دارند. بدون این خصایص به دوش گرفتن رسالت و پیام آوری كه فقراتی به صلابت كوه می طلبد، امكان پذیر نیست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:34  توسط عرفان رجبی  | 

برای خاطر خاتون (س)

حضرت زینب علیهاالسلام

آنچه به خامه آمده است، سروده ای بسیار دلکش و نغز است که گویا از ذهن و زبان مداح اهل بیت(سلام الله علیها) حاج محمود کریمی تراویده است.همین سروده را با دکلمه زیبای این مداح دلسوخته از اینجا بشنوید:

 متن کامل شعررادرادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 20:31  توسط عرفان رجبی  | 

الحمدلله

ویژه نامه کعبه عشق با17پست به اتمام رسید

هنوزخیلی مطلب درموردامام علی هست ولی همون طورکه آقاعرفان گفتند آدم باید یک کار مفید ومختصر انجام بده که حد اکثر تو2روز بشه خوندش 

ویژه نامه وفات حضرت زینب بانام نایب حنجره حسین امشب آماده میکنم.امیدوارم اسمش براتون جالب باشه چون عرفان خیلی روش کارکرد. 

امیدوارم تاالان راضی باشید ووقتی عرفان برمیگرده شرمندش نباشم.

نظریادتون نره درنظرسنجی هم شرکت کنیدلطفا.

ضمناهرکس مایل به تبادل لینکه درقسمت نظرات اعلام کنه.

یادمون نره امشب عرفان رو تل زینبیه سینه میزنه وماغافلیم ازاین شب.

نایب حنجره حسین یازینب

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 تیر1389ساعت 11:33  توسط عرفان رجبی  | 

علی آمد

سلام بر اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب امیرالمومنین علی علیه السلام

 

سلام بر دوستان مولا من قاصرم چه بگویم چه بنویسم ؟ اینکه:

 

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


ای علی ، جز این نیست که مثل تو در میان مردم همانند سورۀ « توحید » در قرآن باشد که هر کس آن را

 یک مرتبه خواند گویی یک سوم قرآن را خوانده، و هر کس آن را دو مرتبه خواند گویی دو سوم قرآن را

 خوانده، و هر کس آن را سه مرتبه خواند گویی همۀ قرآن را خوانده است.



سوگند به آن که مرا به حق پیامبر کرد، اگر تو را اهل زمین دوست می داشتند آن گونه که اهل آسمان

 دوست می دارند، خداوند هیچ کدام از آنان را به آتش عذاب نمی کرد.


 

و اینکه حضرت نبی اعظم ص فرمود صلو علی ع بامیرالمومنین

 

وآخر :اسدالله در وجود آمد          پشت پرده هر آنچه بود آمد

دلنوشته ای از عرفان رجبی

+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 20:15  توسط عرفان رجبی  | 

گلچین برترین مولودی های88(پست ویژه)

گلچینی ازبهترین مولودیهایسال88ازمداحان اهل بیت:بنی فاطمه طاهری کریمی میرداماد سیب سرخی اکبری ومختاری ومولودیهای81و82مرحوم سیدجوادذاکررا که باتلاش فراوان برای شما آماده شده است راازادامه مطلب دزیافت کنید









ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 19:56  توسط عرفان رجبی  | 

انیمیشن

انیمیشن هایی در رابطه باولادت امام علی(ع)راازادامه مطلب دریافت کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 19:15  توسط عرفان رجبی  | 

مولودی تصویری

مولودی های تصویری درمدح امیرالمومنین راازادامه مطلب دریافت کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 19:12  توسط عرفان رجبی  | 

علی آمد

سلام بر اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب امیرالمومنین علی علیه السلام

 

سلام بر دوستان مولا من قاصرم چه بگویم چه بنویسم ؟ اینکه:

 

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:


ای علی ، جز این نیست که مثل تو در میان مردم همانند سورۀ « توحید » در قرآن باشد که هر کس آن را

 یک مرتبه خواند گویی یک سوم قرآن را خوانده، و هر کس آن را دو مرتبه خواند گویی دو سوم قرآن را

 خوانده، و هر کس آن را سه مرتبه خواند گویی همۀ قرآن را خوانده است.



سوگند به آن که مرا به حق پیامبر کرد، اگر تو را اهل زمین دوست می داشتند آن گونه که اهل آسمان

 دوست می دارند، خداوند هیچ کدام از آنان را به آتش عذاب نمی کرد.


 

و اینکه حضرت نبی اعظم ص فرمود صلو علی ع بامیرالمومنین

 

وآخر :اسدالله در وجود آمد          پشت پرده هر آنچه بود آمد

دلنوشته ای از عرفان رجبی

+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:35  توسط عرفان رجبی  | 

آیا از نظر امام علی علیه السلام زنان کم عقلند؟


امام علی علیه السلام

یکى از شبهاتى که پیرامون موضوع زن همواره مطرح مى‏شود، مضمون روایتى در نهج البلاغه است که در آن از زن ها به بدى یاد کرده و فرموده است: معاشر الناس، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، فاما نقصان ایمانهن، فقعودهن عن الصلاة و الصیام فى ایام حیضهن، و اما نقصان عقولهن فشهادة امراتین کشهادة الرجل الواحد، و اما نقصان حظوظهن فهو اریثهن على الانصاف من مواریث الرجال. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:16  توسط عرفان رجبی  | 

نقشه‏هاى اصلاحى امام براى اجتماع


امام علی علیه السلام

الف- امام  با تعمیم و تکلیف کار،سلامت روحى و ارادى مردم را تضمین فرمود.

ب- با«بیمه اجتماعى‏»،سالخوردگان غیر قادر به کار،و کودکان یتیم را آسوده خاطر ساخت.

ج- مردم را که ترس از فقر مادى داشتند،به موضوعى توجه داد که از آن خطرناکتر بود و آن:

«فقر نفس‏» (یعنى:عدم شخصیت) و «فقر علمى‏» (یعنى:جهل اخلاقى) است.

لذا چشم مردم به دورتر نگریست،و موانع زندگى و بقا را در آن سوى‏ تر ملاحظه کردند و براى رفع آنها، راهى یافتند که همه کس را بدان دسترس بود.

(یعنى:همه ‏«فقر نفس‏» و «فقر علم‏» را توانند که رفع کنند.)  بالنتیجه با این راه گشایى،حیات و دوام اجتماع،ضمانت پذیرفت.

خوبست در یکایک این موارد،کلام امام را بشنوید:

در مورد اول فرمود: «شما به کار مامور هستید اما حق دارید که کار را موافق میل خود برگزینید.» 1

در مورد دوم فرمود : «این گروه ناتوانان،از مردم دیگر بیشتر به عدالت نیازمندند و به احوال کودکان یتیم و سالخوردگان که قادر به انجام کارى نیستند ، باید رسیدگى کرد2

در مورد سوم فرمود:«فقر دو تاست : فقر مال و فقر نفس،ولى فقر نفس بدترین فقرهاست.»

و باز فرمود: «فقرى،چون جهل نیست.»

اما«گرسنگى،از زبونى خضوع،بهتر است.»3

در پایان،سزد که از این آستان عظمت نماى الهى،که سراسر کرم است و عنایت،استدعاى مدد کنیم و یارى براى صفاى جان طلبیم،آرى: برو اى گداى مسکین،در خانه على زن که نگین پادشاهى دهد از کرم،گدا را به دو چشم خون فشانم،هله اى نسیم رحمت که ز کوى او غبارى به من آر،توتیا را به امید آنکه شاید برسد به خاک پایش چه پیام ها که سپردم همه سوز دل،صبا را .

منبع : على معیار کمال _ دکتر رجبعلى مظلومى
عرفان رجبی

+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:13  توسط عرفان رجبی  | 

ویژگى‏هاى مصحف على (ع)


اصول و شیوه‌های حكومت اسلامی در آینه كلام امام علی علیه السلام

دوره نگارش قرآن پس از رحلت را از اهتمام شخصیتى چون على بن ابى‏طالب (ع) بدین کار، آغاز مى‏کنیم. على (ع) که بزرگ‏ترین شخصیت پس از پیامبر اکرم (ص) و در همه صحنه‏ها پیشتاز و پیشگام بود و از آغاز نزول وحى سایه به سایه در خدمت پیامبر (ص) کتابت وحى را نیز به طور مداوم بر عهده داشت، در واپسین روزهاى حیات پربرکت رسول گرامى اسلام، از جانب آن حضرت مأمور به جمع‏آورى قرآن گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:11  توسط عرفان رجبی  | 

كرامت انسانى


امام علی علیه السلام

بر اساس سخنان آن حضرت كرامت انسانى زیر بناى بسیارى از مراتب بالاى انسانى است; و اساس ترقى و تكامل انسان به حساب مى‏آید.

آن حضرت مى‏فرمایند:

«من كرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته‏» 1 . ؛ كسیكه داراى كرامت نفس باشد شهوات در پیش او بى ارزش خواهند بود».

و یا مى‏فرماید «من كرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة‏».2؛  كسى كه براى خود ارزش و كرامت قائل باشد خود را به معصیت و گناه، زبون و خوار نمى‏كند».

و در جاى دیگر مى‏فرماید: عالم كسى است كه قدر خویش را بشناسد و از جهل و نادانى انسان همین بس كه ارزش خود را نداند.

و در نامه 31 نهج البلاغه مى‏فرماید.

نفس خود را از پستى گرامى بدار، هر چند تو را بدانچه خواهى رساند، چه آنچه را از خود بر سر این كار مى‏نهى هرگز به تو برنگردد».

- ارجمندى با دشواری هاست.3

- از هر كه خواهى بى نیاز شو مانندش باش و نیازمند هر كه خواهى بشو اسیرش باش.

 

دكتر سید جعفر شهیدى
تنظیم: عرفان رجبی

+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:10  توسط عرفان رجبی  | 

خوف و رجاء


خوف و رجاء

1 - بهترین كارها امید و ترس به خداوند را بحد اعتدال داشتن است‏» 1

2 - «از پروردگارت بترس ترسیدنى كه تو را از امید به وى مشغول سازد و به وى امید داشته باش امید كسى كه تو را از بیمش امید نباشد» 2

3 - «از خدا بترس ترسیدن كسى كه دلش را بفكر مشغول ساخته (و خاطر از جز خداى پرداخته است) زیرا كه ترس از خدا مركبى راهوار و ایمن و زندانى براى نفس است از (ارتكاب) گناهان‏» 3

4 - «بترس (از آخرت) تا ایمن باشى و ایمن نباش تا بترسى‏»4

5 - «ترس از خدا براى كسیكه آنرا شعار و تن پوش خود قرار دهد ایمنى (از عذاب آخرت) مى‏آورد» 5

6 - «ترس از خدا شهپر ایمان است‏» 6

 

منبع : ترجمه نهج البلاغه  دكتر سید جعفر شهیدى
عرفان رجبی

+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:9  توسط عرفان رجبی  | 

ترسیم چهره عاشقان به قلم امام موحدان


ویژه میلاد امام علی علیه السلام

از نظر نهج البلاغه عبادت تنها انجام یک سلسله اعمال خشک و بى‏روح نیست.اعمال بدنى صورت و پیکره عبادت است،روح و معنى چیز دیگر است.اعمال بدنى آنگاه زنده و جاندار است و شایسته نام واقعى عبادت است که با آن روح و معنى توام باشد.عبادت واقعى نوعى خروج و انتقال از دنیاى سه بعدى و قدم نهادن در دنیایى دیگر است،دنیایى که به نوبه خود پر است از جوشش و جنبش و از و اردات قلبى و لذت هاى خاص به خود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:9  توسط عرفان رجبی  | 

کنترل نفس


امام علی

1 - بر نفس خود بخیل باش و زمام آن را در آنچه برایت روانیست رها مگردان كه بخل ورزیدن بر نفس داد آن را دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش مى‏انگارد.1

2 - مؤمن ... سینه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر.2

3 - پس حساب نفس خود را براى خود گیر كه دیگران را حسابرسى است.3

4 - آن كه حساب نفس خود كرد سود برد و آن كه از آن غافل گردید زیان دید4

5 - بر خواهش نفست غلبه كن حكمت الهى برایت كامل مى‏شود.5

6 - با كندن ریشه بدى از سینه‏ات آن را از سینه دیگرى بر كن.6

7 - راه راست را از عقل جوى و هواى نفس را مخالفت كن تا پیروز گردى.7

8 - آنکه از خود خوشنود بود ناخشنودان او بسیار شود.

9 - خداى بیامرزد مردى را كه با لجام طاعت و تقوى خویش نفس را مهار كند و لجام زند و با زمام خود را بسوى فرمانبردارى خدا بكشاند.8

10 - «به نفس خدمت كردن او را از لذت و سرمایه‏هاى (شهوانى) بازداشتن و به كسب علوم و حكمت ها وادارش كردن و به عبارت و طاعت ها بكوشش داشتن است، و رستگارى نفس در این است‏».9

11 - پیكر و تن را خدمت كردن به او دادن است آنچه را كه مى‏خواهد از لذات و شهوت ها و سرمایه‏ها و هلاک نفس در این كار است‏. 10

 

عرفان رجبی

+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:8  توسط عرفان رجبی  | 

امام علی علیه السلام مغز متفکر اسلام


امام علی

پس از درگذشت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم گروه هایى از دانشمندان یهود و نصارا براى تضعیف روحیه‏مسلمانان به مرکز اسلام روى مى‏آوردند و سؤالاتى رامطرح مى‏کردند. از جمله، گروهى از احبار یهود وارد مدینه شدند و به خلیفه اول گفتند:در تورات چنین مى‏خوانیم که جانشینان پیامبران، دانشمندترین امت آن ها هستند. اکنون که شما خلیفه پیامبر خود هستید پاسخ دهید که خدا در کجاست؟ابوبکر پاسخى گفت که آن گروه را قانع نساخت او براى خدا مکانى در عرش قائل شد که با انتقاد دانشمند یهودى روبرو گردید و گفت:در این صورت باید زمین خالى از خدا باشد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:7  توسط عرفان رجبی  | 

ویژگى‏هاى منافقان اجتماعى ـ اخلاقى


سریال امام علی، ، معاویه، حکمیت،مروان،عثمان، امام،علی

شخصیت پیچیده انسان، امکان تفکیک کامل و روشن صفات در هم فرو رفته او را نمى‏دهد. از این رو تنها ملاک تقسیم ویژگى‏ها و اختصاص هردسته به تعدادى از آنها، شیوع و فراوانى بیش‏تر آن در هر دسته است اینک از منافقانى سخن خواهیم گفت که شک و تردید آنان نه در اعتقادات ظاهرى که در توحید واقعى است و از این رو در معاشرت‏ها و رفتارهاى اخلاقى ـ اجتماعى خود، به شرک خفى و ریا گرفتار آمده‏اند.

 

1


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:6  توسط عرفان رجبی  | 

عدالت شریفتر است یا سخاوت؟


عدالت

بشر همواره از ستم گریزان بوده است و همواره احسان و نیکى دیگرى را که بدون چشم داشت پاداش انجام مى‏داده، مورد تحسین و ستایش قرار داده است. بخشندگی و عدالت دو تا از خصوصیات بشری است و مورد ستایش اما در مقام مقایسه کدام یک از این دو شریفتر است ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 2:2  توسط عرفان رجبی  | 

مطالب قدیمی‌تر